چرا هویت كُردی در معرض نابودی است؟

26 سپتامب 2013 پنج ش

فاشیسم به خلق کُرد،ترك، فارس، عرب و هیچ خلق دیگری خدمت نمی‌نماید. می‌بایست این حقیقت به درستی بر همگان عیان گردیده و در برابر آن مبارزه نمود...

میدانیم که نسل­كشی در ابعاد فیزیكی و فرهنگی صورت میپذیرد. سیستم دولت­ملت و سیاستی كه از سوی آ‌ن اعمال می­گردد، خود قتل عامی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی است كه اكنون در بستر جامعه به­وقوع میپیوندد. برای نمونه، زمانی كه از تاسیس نهادها و مؤسسه­های خلقی در عرصههای مذكور ممانعت به عمل میآ‌ید، شاهد ژنوساید فرهنگی خواهیم بود. رهبر آ‌پو فرهنگ را چنین تعریف میكند: «فرهنگ حیث ساختاری و معناییای است كه جامعهی انسانی در تمامی مقاطع تاریخی تشكیل داده است...» در همین راستا اگر در نابودی آ‌ن تلاشی صورت گیرد قطعا در چارچوب قتل­عام و نسلکشی جای میگیرد. نخستین هدف از این كار نابودی موجودیت و هویت یک خلق میباشد.

هویت چیست؟ آ‌نچه كه از ماهیت خلقی حكایت دارد؛ میتواند زبان، فرهنگ، هنر، کردار، گفتار، رفتار و نحوهی زیست آ‌ن خلق باشد و هرآ‌نچه كه یك خلق در طول تاریخ به وجود آ‌ورده و با آ‌ن بسر برده و به بخشی از فرهنگ و موجودیت آ‌نان تبدیل گشته، می-باشد. برای نمونه هنگامی كه از كنار عدهای از اشخاص میگذریم اولین مؤلفهای كه از سوی آ‌نان توجه ما را به سوی خود جلب میكند ظاهر، صدا و رنگ پوست آ‌نان است. ابتدا از نوع لباس و پوشش آ‌نان پیخواهیم برد كه این اشخاص چه كسانی بوده و به چه خلقی تعلق دارند. اگر از پوشش همسانی برخوردار باشند آنگاه از طریق زبان و گویش آ‌نان پی به هویتشان خواهیم برد. اگر از طریق زبان آ‌ن اشخاص كه گاها تحت تاثیر هموژنیزه كردن تمایز و تفاوت آ‌ن از میان برداشته میشود، به شناختشان نایل نیاییم؛ میتوان از طریق لهجهی آ‌نان به شناخت جغرافیا و تعلقات خلقیشان دست یافت. از این راه میتوان به ترك­، كُرد­، فارس­بودن و یا... آنان پی­برد. این شناخت را وامدار لهجهی آ‌نان هستیم. این فاكتوری بسیار مهم است و نشان از آ‌ن دارد كه همیشه بخشی از ساختار معنایی و مادی انسان و اجتماع وجود دارد كه به هیچ وجه در نظام مادی و معرفتی سیستم حاكمیت ذوب نگردیده و مستحیل نمیشود. این بخش از موجودیت فرهنگی انسان از بیشترین تاثیرگذاری و توان مقاومت برخوردار است. به همین خاطر مؤلفهای كه بیش از سایر فاكتورها از موجودیت انسان صیانت به عمل میآ‌ورد و بیشتر از سایر موارد نیز آ‌ماج نسلكشی قرار میگیرد. زبان، گویش و به طور کلی فرهنگ بازتاب موجودیت بوده و از اهمیت زیادی برخوردار است به همین دلیل اینچنین به طور وسیع نسلكشی در مورد آ‌نها به اجرا گذارده میشود.

روشهای كاربرد و اعمال نسلكشی در طول تاریخ تغییر و تحولات بسیاری به خود دیده است. در گذشته نسلكشی بیشتر در ابعاد فیزیكی صورت میگرفت و در موارد متعددی بكار گرفته میشد. اما امروزه تحت تاثیر مقاومتهای خلقی و گذار از چند جنگ بزرگ جهانی، سیستم ناگزیر از ایجاد شیوههای جنگ سرد و نرم بوده است. اكنون از طریق كاربرد ابزار جنگهای روانی و روشهای نرم، كه با عناوینی متفاوت از آ‌نان نام برده میشود، نسلكشی صورت میپذیرد. به همین دلیل تمام نسلكشیها با یك هدف اعمال میشوند. آ‌نچه را كه نسلكشی برای یك خلق به ارمغان میآ‌ورد از دست دادن هویت، عدم موجودیت و گسست از هستی خودویژهی خویش است. هدف از تحمیل این برش و انقطاع، برساخت موجودیتی بردهوار است تاكه امكان به تسلیمیت كشانیدن آ‌ن خلق ایجاد گردد. نتیجتاً استعمار و استثمار اینگونه محقق میگردد. بدینوسیله این امكان برای استعمارگر فراهم میآ‌ید كه همزمان سرزمین خلقی را همراه با موجودیت و ارزشهای آ‌نان به خدمت خویش بگمارد. با این استدلال درمییابیم كه نسلكشی همگام با تولد دولت زاییده شده و با شكلگیری دولتملت بسیار بر گسترهی خویش افزوده است. رهبر "آ‌پو" ابعاد نسلكشی فرهنگی، این لویاتان را تحلیل و ارزیابی نمودهاند. ایشان معتقدند كه حتی در زمان امپراتوریهای بزرگ هم به اندازهی عصر شكلگیری و استحكام دولتملتها، شاهد نسلكشی فرهنگی نبودهایم. دولتملت نسلكشی را با شدت و عمق بیشتری نسبت به اعصار گذشته اعمال میكند. ما در ساختار امپراتوری بعضاً شاهد حضور ملتها با هویت فرهنگی  مستقلشان هستیم. شاید با در زیر یوغ بردگی ملتی دیگر بودن سطحی از نسلكشی را از سر گذرانده باشند اما با وجود همهی این معضلات باز هم موجودیت این خلق تا حدودی به رسمیت شناخته میشد. اما نسلكشی در دولتملت از عمق و شدت افزونی برخوردار گردیده است. هدف از انجام این كار آ‌شكار است؛ یا به تمامی هویت یك خلق را از بین میبرند یا آ‌نان را به تسلیمیت كشانیده، بیاراده و فاقد موجودیت میسازند. پس از طی این پروسه و نفی و نابودی موجودیت بنیادین این خلق، موجودیت ساختهگی نوین و بردهواری را به آ‌نان اعطا خواهند كرد. خود این كار طریقی از طرق قتلعام، آ‌سیمیلاسیون و نتیجهی جنگ روانی و جنگ ویژه است. همه نوع راهكار و ترفندهای جنگ پلید در آ‌ن بکار گرفته میشوند.

برای نمونه؛ جنگ اقتصادیای كه امروزه در غرب كردستان جریان دارد، مصداق بارز این جنگ است. این یك قتلعام اقتصادی است. برآ‌نند تا با ایجاد تنگناهای اقتصادی خلقی را تسلیم و اسیر سازند. نكتهی جالب توجه این است كه عرصهای كه در آ‌ن از توانایی مضاعفی برخوردار هستیم مورد هدف قرارمیدهند. برای همین لازم است تا انسان بر نقاط قوت خویش آ‌گاه باشد. نقاط  قوت یك خلق چیستند؟ یك خلق با كدام روش قتلعام مورد هدف قرارمیگیرد؟ اینها پرسشهایی حائز اهمیت هستند. به همین منظور رهبر "آ‌پو" سعی بر آ‌ن دارند تا دریابیم كه بدترین و خطرناكترین نوع قتلعام نوع فرهنگی آ‌ن است. خلق و كادرهای پیشاهنگ آ‌ن میباید به بررسی تاثیرات این عمل بر روی شخصیت خویش و نوع رویكردها و عكسالعملهای خویش بپردازند. هدف ما خدمت به تمامی جوامع و خلقها است. ما برای این كار گاهاً به شناخت و فهم زبان و فرهنگهای دیگر نیازمندیم. لازم است تا زبانهای فارسی، عربی و ... را شناخته و نسبت به موجودیت آ‌نان و واقعیت فرهنگیشان نیز شناخت حاصل كنیم. نه بسان شناختی كه از ترك سفید(شخصیت ترک دستساختهی هژمونی جهانی) داریم؛ این شناخت ما شناخت از خلق ترك نیست، زیرا آ‌ین قشر نمایندهی خلق ترك و موجودیت فرهنگی آ‌نان نیستند. در واقع با روی كار آ‌مدن این قشر و جایگرفتن آ‌ن در مسند قدرت فرهنگ و زبان خلق ترك هم به شیوهی بسیار بیرحمانهای نابود گشته است. بخش اعظمی از واقعیت اجتماعی تركها نیز در معرض نابودی است. علم و دانش اجتماعیای كه در نتیجهی تجربیات تاریخی این خلق به وجود آ‌مده بود از میان رفته است. به همین خاطر فاشیسم به خلق کُرد، ترك، فارس، عرب و هیچ خلق دیگری خدمت نمینماید. میبایست این حقیقت به درستی بر همگان عیان گردیده و در برابر آن مبارزه نمود.

قتلعام و كوچ اجباری در طبقهبندی نسلكشی جای میگیرند. خلقی كه به حیات آ‌زاد و طبیعی خوی گرفته، با سلب این حق از آ‌نان و نابودی حیات طبیعی، گونهای از قتلعام بر آنان اعمال میگردد. نمونههایی كه در منطقهی "بوتان" و سایر مناطق كردستان به وقوع پیوسته است، نشانی از این استعمار و استثمار را بر خود دارند. نیروها و نهادهای دولتی، خلق را از اماكن و مناطقی كه در آ‌ن به زندگی آ‌زاد و طبیعی خوی گرفتهاند، جدا نموده و از این طریق همه را به شهرها وابسته ساخته و به مصرفگرایی وا میدارند. این امر قبل از هر چیز، نسلكشیای است كه نابودی حیات آزاد را در سر میپروراند. در كنار این امر، موارد مشابه بسیاری همچون نسلكشی فرهنگ و زبان و ... نیز اعمال میشوند. گام نخست نسلكشی زمانی محقق میشود كه یك خلق از طبیعت اجتماعی خودویژهی خویش گسسته شود. عواقب سوء و معضلات خطیر این امر هم نیاز به مبارزه در برابر نسلكشی را اجتنابناپذیر میسازد. از طریق نسلكشیهایی نظیر اسكان عشایر یا كوچ اجباری انسانهای ساکن در روستاهای خودکفا در مناطق دورافتادهی کوهستانی و دشتها و بریدنشان از زندگی و طبیعتی كه بدان خوی گرفته و عادت نمودهاند، بر عمق این فاجعه میافزایند.

مسئلهی دیگری كه از اهمیت بسزایی برخوردار است، مسئلهای فرهنگی است؛ حضور و موجودیت كُردهای مزدوری كه به زبان كُردی میگویند "زبانمان، زبان كُردی است و ما هم كُرد هستیم." تبعات سوئی را متوجه واقعیت اجتماعی خلق كُرد خواهد نمود، آنان توان و نیروی خلاق خلق را مستهلك خواهند ساخت. اگر نیروهای پیشاهنگ در عرصهی فرهنگی دارای نقاط ضعف و نقصان نبودند، این خائنان به میهن و مزدوران قادر نبودند تا از این ابزار استفاده كنند. حال ما به زبان كُردی به آ‌نان خواهیم گفت: كه شما كُرد خودفروخته هستید، شما میهن خویش را در معرض تاراج گذاردهاید. باید به آ‌نان گفت؛ شما به خواسته و دستور دشمن به زبان كُردی تكلم میكنید. باید همگان بدانند که زنان و مردانی كه در TRT‌6 (شبكهی تلویزیونی كُرد زبان تركیه) و تلویزیونهای مشابه آن در بخشهای دیگر کردستان نیز به كار و فعالیت مشغولاند، به دشمنان خلق کُرد خدمت میكنند و برای نابودی فرهنگ كُرد با شمایل و زبان كُردی به كار گرفته میشوند. آنان تجسم این ضربالمثلند؛ "اگر كِرم درخت از خود درخت نباشد، هزار سال هم آ‌ن درخت نخواهد پوسید". به همین منظور دشمنان میخواهند كُردها، زبان، فرهنگ و هویت کُردی را به دست كُرد نابود سازند. پس ضروریست که تمامی خلق کُرد در برابر آ‌نان مبارزه و تلاش نمایند.

باید اجازه داده نشود كه این كُردهای خائن، هویت كُردی را در راستای خواستهها و منافع خود بكار بگیرند و بیش از سایرین سنگ كُردبودن را به سینه بزنند. اما چگونه میتوان اجازهی این كار را به آ‌نان نداد؟ این كار تنها از طریق شناخت و كاربرد صحیح فرهنگ خویش در تمامی عرصههای حیات امكانپذیر است، از شناخت سرمایههای زبانی و فرهنگی گرفته تا تعاملات فرهنگی با دیگر خلقها. هنوز هم هیجان و شوق حیات به میزان قابل توجهی در میان كُردها در جریان است. برای نمونه خلق كُرد در شرق كردستان از سوی خلقهای فارس، عرب، آ‌ذری و ... به خلقی شجاع و مهماندوست تعبیر میشوند. خلقی جسور، خونگرم با فرهنگی غنی، مردمانی سرزنده و مهمانپرور كه دیگر خلقها از آ‌نان به احترام یاد میكنند. اگر این خصوصیات و ویژهگیها از میان رخت بربسته باشد، قطعا شاهد چنین برخورد و نگرشی نخواهیم بود. با بریدن و عدم كاربرد همیشگی این فضایل و اخلاقیات میتوان گفت كه از هویت كُردی و واقعیت فرهنگی كُرد فاصله گرفتهایم. این مسئله و فجایع ناشی از عدم تداوم آ‌ن سقوط به ورطهی نسلكشی است. این یك حقیقت است و نمیتوان آ‌نرا نكتهای كوچك و فاقد اهمیت دانست.

عدم وجود هیجان انقلابی، روحیه، تفکر و اندیشه در حیات اجتماعی مشترك، از یك اتوقتلعام (قتلعام به دست خویش) حكایت دارد. فرهنگ كُرد، فرهنگ سرزندگی و نشاط است. انقلابیبودن نیز مترادف با سرزندگی است. فقدان این دو فاكتور و بازتاب آ‌ن در حیات اجتماعیمان به این معنا است كه ما، هم از هویت كُردی و هم از مبانی انقلابیبودن فاصله گرفتهایم. آنگاه درد ما دردی بزرگ خواهد بود. به همین جهت این موضوع نیازمندِ اندیشه و تفكر صحیح، جستجو و تحقیق و در پایان بکار بستنِ نتایج و دستاوردهای آ‌ن در زندگی خویش است...

"آ‌كادمی علوم اجتماعی عبدالله اوجالان"