كرماشان، هویت دموكراتیك كورد آزاد و عدم تناقض آن با تشیع مردمی دولت‌ستیز

13 مه 2019 دوشنب

در كرماشان تشیع درباری ـ كه نام تازه‌اش تشیع ولایت مطلقه‌ی فقیه است ـ به شدت تبلیغ می‌گردد و همه‌جا را با سمبل‌های تقدیس‌یافته‌ی آن كه جلای ملی‌گرایی ایرانی بر آن هویداست ...

طنین نام كرماشان همواره ما را به یاد بیستون و حماسه و مقاومت می‌اندازد. اما چه شد كه فرهادها اینك در گوشه‌كناره‌های شهر در باتلاق افیون و كراك دست‌وپا می‌زنند؟ چه شد كه شیرین‌ها یا در خیابان‌ها به بی‌اخلاقی كشیده می‌شوند یا تن به فرجام شوم نفت و كبریت می‌سپارند و خودسوزی می‌كنند؟ كرماشان با وجود تاریخ عظیم‌اش اینك كلان‌شهری است با كلافی پیچیده از مشكلات اجتماعی. از بحران هویتی گرفته تا اعتیاد و از فقر و بیكاری و مهاجرت گرفته تا خودسوزی زنان؛ این‌ها همچون زالو به پیكر كرماشان چسبیده و از خون آن می‌مكند. و اما در این جستار كوتاه در پی آن هستم كه به سیاست‌های پلیدی كه علیه این دیار صورت گرفته و سیمای دیگر كرماشان را تشكیل داده بپردازم.

تنوع مذهبی و عقیدتی موجود در كرماشان اینك با همه‌نوع دسیسه‌های تفرقه‌اندازانه‌ی حكومتی رویاروست. كرماشان مركزی است كه دولت در آن سیاست‌های ضدكورد خود را با حربه‌ی اختلاف‌افكنی مذهبی پیش می‌برد. در كرماشان تشیع درباری (كه نام تازه‌اش تشیع ولایت مطلقه‌ی فقیه است) به شدت تبلیغ می‌گردد و همه‌جا را با سمبل‌های تقدیس‌یافته‌ی آن كه جلای ملی‌گرایی ایرانی بر آن هویداست، می‌آرایند تا تشیع مردمی ستم‌ستیز از میان رود. بدین ترتیب هم برشی میان كورد سنی و شیعه ایجاد می‌كنند و هم كورد شیعه‌مذهب را تحت شدیدترین بمباران‌های عقیدتی قرار می‌دهند و سعی در وابسته‌نمودنش می‌نمایند. در واقع تشیع رسمی ایرانی كه ساخته‌ی نهاد قدرت و دولت است، ناسیونالیسم ایرانی را با ظریف‌ترین شكل خود در افراد تزریق می‌كند. دولت‌های ایران همواره سنگر كوردستیزی را در خاكریز كرماشان و توسط دین رسمی محكم می‌سازند و آن‌گاه به همه‌ی كوردستان یورش می‌برند. تشیع دولتی، یك عنصر نفوذی، وارداتی و به شدت خطرناك است كه كورد كرماشان را هم از هویت خود دور می‌سازد و هم به خودستیزی دچار می‌گرداند. آیا وجود بیشترین آمار خودكشی و خودسوزی در این استان نوعی نمود عینی همین خودانكاری و خودستیزی نیست؟!

از سوی دیگر متأسفانه سیاست سنتی كورد به دلیل ذهنیت منطقه‌گرای خود كورد كرماشانی و شیعه‌مذهب را از دایره‌ی سیاست كورد خارج ساخت و حتی بیرون از هویت كوردستانی تلقی كرد. بدین ترتیب زمینه‌ی لازمه برای جذب‌شدن این بخش از كوردستان به سیاست‌های دولت بیش از پیش فراهم آمد. تعریف كوردبودن و عدم تناقض آن با نوع گویش و مذهب، به دلیل این ذهنیت و عملكردهای آن، ‌در كرماشان با بحران همراه بوده است.

در كرماشان خوی پهلوانی همواره نمادی از مقاومت سیاسی مردم در برابر دولتمردان ستم‌پیشه بوده است كه حالت سمبلیك به خود گرفته است. از همین رو شدیدترین نوع تخریبات شخصیتی را با برنامه‌ریزی‌های پردامنه‌ی دولتی كه هزینه‌های بسیاری صرفشان می‌كنند، در شخصیت كوردهای شیعه‌مذهب و علی‌الخصوص كرماشانی نهادینه می‌سازند. برخی در گذشته می‌گفتند مگر چه عیب دارد كه بچه‌هایمان را با زبان فارسی بزرگ كنیم؛ از این كوردی حرف‌زدن چه نصیب‌مان می‌شود و... و حالا نتیجه‌ی آن نوع پرورش كه دیكته‌شده‌ بود، نسلی است ازخودبیگانه، بی‌باور به خود و دچار بحران هویتی. به كورد كرماشانی یاد داده‌اند تا سینه‌چاك ایرانی‌بودن باشد. ایرانی‌بودنی كه با آسیمیلاسیون درست شده است نه مشاركت دموكراتیك در «ایرانی برای همه‌ی ملت‌ها». كرماشان، دیاریست كه كمر عقاید بومی و اصیل مردمانش زیر چكمه‌های داریوش اول و خسروان ایران‌شهر شكسته است. نقش برجسته و كتیبه‌ی داریوش اول در بیستون كرماشان تنها یك تصویر بر صخره‌ها نیست؛ بلكه حقیقت تلخ امروز كرماشان را نیز به‌خوبی عیان می‌سازد. قدرت دولت‌ مركزی، دست مردمان این دیار را حتی از فرهنگ، زبان و حقیقت تاریخی‌شان نیز كوتاه نموده است. به بندكشیدن گئومات و مادی‌هایی كه در برابر ستم دولت مركزی قیام كرده‌اند، هنوز هم به‌عنوان یك سیاست استراتژیك در این دیار اعمال می‌شود: دین و مذهب مردمی و راستین را قتل‌عام می‌كنند و مردم را به اسارت دین رسمی دولت مركزی درمی‌آورند! سركوب، تحقیر، تبعیض و بی‌عدالتی آشكار جمهوری اسلامی در حق پیروان آیین یاری در كرماشان، تداوم همین سیاست است. در كرماشان چند تیپ شخصیتی مختلف را می‌توان در نتیجه‌ی سیاست‌های دولتی در این منطقه مشاهده كرد:

1ـ روشنفكر پان‌ایرانیستی كه به شدت از هویت واقعی خود دور گشته است. او حتی در بهترین حالت اگر به مبارزه‌ی اجتماعی، سیاسی یا مدنی بپردازد، برای خود كسر شأن می‌داند كه مسئله‌ی خلق و جامعه‌ی خود را مطرح كند. او شخصیتی است كه به پایان رسیده است. سینه‌ای است برای كوبیدن سنگ داشته‌های دیگران و بس!

2ـ شخصیتی وابسته به زندگی تخریب‌شده كه نظام به شكل سیستماتیك در منطقه ایجاد می‌كند. نمونه‌ی آن معتادها هستند. در كرماشان، اعتیاد به شیوه‌ای از زندگی مبدل شده است. اگرچه دیگر نمی‌توان آن را زندگی نامید؛ بلكه هم مرگ جسمی است و هم مرگ معنوی.

3ـ شخصیتی كه در اثر تبلیغات مذهب رسمی دولتی به ارادتمند و خاكسار نظام مبدل گردیده است. این شخصیت بیشتر از بسیاری مسئولین نظام سنگ رژیم را به سینه می‌زند. نمونه‌ی ابله‌شدگی، ریاكاری، تملق و چاپلوسی است. این را در شخصیت بسیجی‌ها، پاسدارها و كسانی كه نظامی‌شدن و خدمت به دولت را همچون تنها راه امرار معاش قبول كرده و بدان گردن نهاده‌اند می‌توان به‌خوبی مشاهده كرد. این شخصیت، نقش میرغضب و جلاد را در كوردستان و علیه هم‌زبان‌ها و خلق خود ایفا می‌كند.

4ـ شخصیتی كه استحاله‌ی فرهنگی را برای خود نوعی پیشرفت به شمار می‌آورد. فارسی جعل‌شده‌ی كرماشانی كه در كوچه‌بازارهای كرماشان شاهد تكلم به آن هستیم از سوی شماری از كرماشانی‌هایی كه فارس‌شدن برایشان به یك اتوپیا مبدل شده است، تقدیس می‌شود. كپی‌برداری از شیوه‌ی زندگی ملت فرادست در تمام رفتارها، سكنات و برخوردهای این تیپ شخصیتی هویداست. در این شخصیت، تهوع‌آور‌بودن زندگی سطحی تقلیدی با همه‌ی ابعادش در برابر نگاه‌مان قرار می‌گیرد.

5ـ شخصیت ناامید، سرخورده و به بن‌بست رسیده‌ای كه اگرچه گاه زبان به اعتراض در مقابل نظام سلطه‌گر دولت می‌گشاید اما آخرین پیامش این است كه «مبارزه بی‌فایده است و باید تسلیم همین وضعیت شد». این را در میان سیلی از محصلان و جوانان بیكاری كه در خیابان‌ها روز را به شب می‌رسانند می‌توان مشاهده كرد.

6ـ هنرمند بازاری كه محتوای آثارش همان مسائلی است كه جامعه به آن گرفتار گشته است. گاه با برخی خواننده‌های كرماشانی رویارو می‌شویم كه یا تقلید از فلان خواننده‌ی ترك و فارس را به تمام هم و غم خود مبدل كرده‌اند یا محتوای آنچه ارائه می‌كنند تعریف و تمجید از نومیدی، اعتیاد و دود و دم است. حال آنكه هنر عظیم منطقه را به‌خوبی می‌توان در نوای تنبور یارسان شنید و لمس كرد.

خلاصه آنكه دولت‌های مركزی در ایران از دیرباز كرماشان را دروازه‌ی ورود به كوردستان دانسته‌اند. شكست مقاومت مردمی در این دیار به منزله‌ی همواره‌ به معنای هموارسازی مسیر فتح و اشغال و بیدادگری در كل كوردستان بوده است. وجود یك شخصیت كورد كرماشانی كه از هویت خود بریده و با تزریق یك ایدئولوژی دولتی مبتنی بر تشیع رسمی، وابسته گردیده به معنای آن است كه دولت‌مردان می‌توانند دلخوش باشند كه می‌توانند این سرزمین را برده و مطیع و رام خود سازند. از همین رو مبارزه‌ی شخصیتی یكی از اصول خدشه‌ناپذیر در پروسه‌ی موج نوین هویت‌خواهی كرماشانی‌هاست. موجی كه با رشد چشمگیر فلسفه‌ی آپوئیستی در این منطقه، می‌رود تا به دوباره‌زیستن و رقم‌زدن تاریخی نوین منجر گردد. مسیری كه این موج هویت‌خواهی می‌پیماید رسیدن به هویت دموكراتیك، ملی و نوین كورد آزاد است كه هیچ تناقضی با شیعه‌بودن یا یارسان‌بودن ندارد. شكل‌گیری شخصیت‌های مبارزی نظیر شهید هوشنگ كرماشان، شاهین دالاهو، محمدجواد پرنداخ و... نشان می‌دهد كه كرماشان محكوم به آزادی است. هویت‌خواهی نوین كرماشان می‌رود تا تعریف تازه‌ای از كورد‌ یارسان و كورد شیعه‌مذهبِ قدرت‌ستیز‌ـ غیردولتی را به یك گفتمان مبدل كند. این یعنی چرخش و بازگشت به هویت ملی و درهم‌شكستن حصارهایی كه مذهب رسمی دولتی پیرامون شخصیت كرماشانی كشیده است. در پایان بایستی گفت چكمه‌های داریوش دیریست كهنه‌ شده‌اند اما فریاد مادی‌هایی كه در برابر نظام قدرت مركزی دست به عصیان زده‌اند هنوز هم از قلب صخره‌های بیستون قابل شنیدن است... پس تو نیز فریاد سركن هم‌تبار كرماشانی‌ام!