ازخودبیگانگی، ارمغان نظام برای شرق كوردستان

18 مه 2019 شنب

ترویج خط مشی خیانت و در ضمن آن فرهنگ انقلابی کاذب، مخالفی ترسو و هراسان آفریده است. کوردبودن به آراسته‌ای ظاهری مبدل شده؛ ذهنیت به تمامی تهی شده و شخصیتی بادکنکی ...


پس از خالی‌گذاشتن میدان مبارزه‌ی شرق کوردستان از سوی احزاب کلاسیک در نتیجه‌ی اتخاذ سیاست‌های اشتباه از سوی این احزاب، فرصتی برای جمهوری اسلامی پیش آمد تا فارغ‌البال سیاست‌های شوونیستی خود را در این عرصه از کوردستان جامه‌ی عمل پوشاند. از این پس تمامی شرق کوردستان که بدون هرگونه نیروی دفاع مشروع مانده بود، تابع سیاست‌های هموژن‌سازی نظام قرار گرفت. این سیاست‌ها در هر منطقه‌ای با توجه به شرایط خاص فرهنگی، پتانسیل مبارزاتی و موقعیت ژئواستراتژیکش تفاوت داشت. از تجاوز فرهنگی، تغییر دموگرافیک مناطق مختلف و تهدید و ارعاب گرفته تا ترویج فرهنگ انقلابی کاذب، ترویج فحشا و اعتیاد و فرهنگ ازخودبیگانه‌ساز بسیج و مزدوری و به‌کارگیری روش‌های آموزشی ویژه، همگی سیاست‌هایی بودند که در شرق کوردستان به صورت ترکیبی و یا جداگانه به اجرا درآمدند.

یکی از مناطقی که رژیم این سیاست‌ها را در آن عملی ساخته و تا حدودی هم در این اقدام موفق بوده، «دیواندره» و نواحی پیرامونی آن به ویژه منطقه‌ی «سارال» می‌باشد. این منطقه به دلیل برخورداری از موقعیت ژئواستراتژیکش از همان ابتدا مورد توجه نظام قرار گرفت و جمهوری اسلامی تمامی روش‌ها را جهت اشغال و تحکیم قدرت خویش در آن به کار گرفت. از لحاظ جغرافیایی این بخش از کوردستان نقش پل ارتباطی مابین منطقه‌ی «مکریان» و «اردلان» را ایفا می‌کند که از پتانسیل انقلابی و مبارزاتی بالایی برخوردارند. از این نظر اشغال دیواندره به نوعی ایجاد گسست مابین دو بخش حایز اهمیت می‌باشد. این سیاست از زمان حضور احزاب کلاسیک به اجرا درآمد و پس از خالی نهادن صحنه‌ی مبارزه و دفاع مشروع شدت عمل بیشتری به خویش گرفت. دیواندره مابین شهرهای سنه، سقز و مریوان قرار دارد اما به خوبی می‌توان تاثیرات مخرب سیاست‌های مذکور در این شهر را در میان خلق کورد در همه‌ی این شهرها مشاهده نمود. هویت زدایی در این منطقه به شدت تمام در حال اجراست.

از نظر اقتصادی علی رغم وجود منابع طبیعی بسیار غنی در این منطقه، شاهد اجرای موفقیت آمیز سیاست‌های زیست قدرتی می‌باشیم. این سیاست‌ها چنان عریان به اجرا درمی آیند که نیازمند تحلیل و واشکافی بسیار ژرفی نمی‌باشند. تنها با نگاهی به رفتار خلق کورد در این منطقه، ازخودبیگانگی عمیق و توجیهات مرکزگرایانه می‌توان به این سیاست‌ها پی برد. ناخوشایند خواهد بود اگر بگوییم رژیم هم به چنین کوردهایی نیاز دارد و با تمامی توان در صدد است تا طراوت منطقه را برهوتی مبدل سازد.

آنچه می‌خواهم در این مبحث کوتاه نگاهی گذرا بدان داشته باشم، در وهله‌ی اول تجاوز فرهنگی است. رژیم سعی نموده تا تیپ شخصیتی ویژه یا همان کورد مطلوب را که مطابق با معیارهای تعیین‌شده رفتار می‌نماید هرچه بیشتر گسترش دهد. به همین دلیل در سطح وسیعی به تخریب اخلاق و سنت این جامعه می‌پردازد. این برنامه به صورتی سیستماتیک عملی می‌شود. در مناطق روستایی نیز با ترویج سیاست‌های مزدورسازی و مزدورپروری بافت‌های اخلاقی را از هم پاشیده است. این امر چنان گسترش یافته که عضویت در سازمان ضد اخلاقی‌ای همچون بسیج به امری عادی مبدل شده است. حتی رژیم جهت مقابله با جنبش نوین شرق کوردستان زنان و دختران جوان را هم به صورتی گسترده به عضویت در بسیج تشویق می‌کند. چنان وضعیتی ایجاد شده که ناهنجاری‌ها، هنجارمند و بی‌اخلاقی به صورت معرفت اجتماعی عرضه می‌شود و رژیم آزادانه دخالت در تمامی شئونات اجتماعی و اخلاقی را حق مسلم خویش می‌پندارد. ترویج خط مشی خیانت و در ضمن آن فرهنگ انقلابی کاذب، مخالفی ترسو و هراسان آفریده است. کوردبودن به آراسته‌ای ظاهری مبدل شده؛ ذهنیت به تمامی تهی شده و شخصیتی بادکنکی ایجاد شده که با هر تلنگری به این سو و آن سو می‌رود. معیارهای انتخاب به شدت دست‌کاری شده و توان ترجیح به شدت تضعیف شده است.

مورد دیگری که باید بدان اشاره نمود، سیاست‌های زیست‌قدرتی در این منطقه است. این سیاست با عریانی تمامی عملی می‌گردد. به‌رغم آنکه منطقه از نظر منابع طبیعی و پرورش حیوانات از پتانسیل بسیار بالایی برخوردار می‌باشد و منطقه‌ی وسیع و زیبای سارال و کوهپایه‌های نزدیک به آن توان مهار همه‌نوع فقر و گرسنگی را دارند اما شاهد آنیم که مردم این منطقه در باتلاق فقر و بیکاری دست و پا می‌زنند. بر کسی پوشیده نیست که این امر ارتباط مستقیمی با سیاست‌های زیست قدرتی نظام دارد. این در حالی است که استان کوردستان در بین سایر استان‌های ایران مقام نخستین را در تولید غله دارد و این منطقه در استان کوردستان از قطب‌های تولیدی به‌شمار می‌رود. اما با وجود این همه منابع آبی و خاکی مستعد، سیل عظیم بیکاران روانه‌ی بازار کار شهرهای بزرگ می‌شوند. به نظر می‌رسد این امر از راه سیاست‌های ویژه‌ای در بخش اقتصادی عملی می‌گردند که یکی از اساسی‌ترین آن‌ها کنترل روند عرضه و تقاضا و نظارت بر آن است. نهایتا تولیدکننده در عرصه‌ی کشاورزی و فراورده‌های دامی متضرر می‌گردد و سود اساسی به دلالان می‌رسد.

سطح تحصیلات در این بخش بسیار پایین است. امکانات در مناطق شهری و پیرامون تفاوت‌های کمی و کیفی بسیار دارند. البته تحصیل در ساختار آموزشی نظام که نقش اساسی را در ازخودبیگانگی ایفا می‌کند، از نظر این مقال ارجحیت چندانی ندارد. فقر فرهنگی و فقر اقتصادی با هم درآمیخته‌اند. این امر سبب می‌شود تا خلق کورد به‌راحتی به سوی آغوش باز نظام جهت‌دهی شود. اجرای سیاست زیست‌قدرت در این بخش از کوردستان چنان تیپ شخصیتی‌ای به میان آورده که از رنج و تلاش بیگانه است. این امر باعث شده با بی‌احترامی به مقوله‌ی رنج و تلاش که اصل اساسی در چرخه‌ی تولید است نگریسته شود و تقدیرگرایی اقتصادی به نگرش رایج مبدل شود.

یکی دیگر از موضوع‌های اساسی که بایستی بدان اشاره نمود و با اهداف موذیانه‌ی نظام ارتباط تنگاتنگی دارد، تلاش جهت دست‌کاری در اعتقادات و باورهای خلق کورد است. این بخش از کوردستان از دیرباز با مناطق شیعه‌نشین هم‌جوار بوده و خلق کورد هرگز به چشم یک معضل به این امر ننگریسته است. اما نظام از همان ابتدا سعی کرده تا با ایجاد تفرقه از تفاوت‌مندی مذهبی نهایت سوءاستفاده را به عمل آورد. شهرستان بیجار که در همسایگی این منطقه قرار دارد به مرکزی برای ترویج شیعه‌گرایی ولایی مبدل شده است. نوعی از شیعه‌گرایی که هیچ ارتباطی با شیعه‌ی راستین علوی ندارد و تنها هدفش ایجاد تفرقه مابین خلق کورد و دور ساختن این خلق از هویت کوردی است. یکی از اهداف اساسی نظام از این اقدام دور ساختن خلق کورد از جنبش آزادی‌خواهی و هویت ملی است. نهایتا هم ملی‌گرایی ایرانی که ترکیبی است از شیعه‌گرایی و پان‌ایرانیسم را جایگزین باورهای اساسی خلق می‌کند. حتی این امر در منطقه چنان سیمایی به خویش گرفته که سنی‌بودن و شیعه‌بودن هم چندان از هم متمایز نمی‌باشند. باورداشت‌ها به طرز عجیبی درهم ادغام شده‌اند. این امر موجب پدید آمدن تیپ‌های شخصیتی عجیبی شده است. شخصیتی دوگانه که در گفتار و بیانش بیش از حد دوپهلوست و با زبانی ازوپ (نامفهوم) خویش را ابراز می‌نماید. فرصت‌طلب است و لیبرالیسم دینی او را به سوی نوعی منفعت‌گرایی فردی کشانیده است. ترکیبی از باورداشت‌های اوانجلیستی که غرب سعی در توسعه‌ی آن دارد، در این منطقه نیز در حال گسترش است، اما از نوع ایرانی‌اش! این مورد تاثیرات مخربی به‌ویژه بر روی نسل جدید و جوان در این بخش از کوردستان دارد. به تدریج اولویت دینی و عقیدتی جایگزین اولویت ملی‌- هویتی می‌گردد و فرم بارز آن را می‌توان در گرایش به مکتب شیعه‌- ایرانی مشاهده کرد.

تضعیف بنیان خانواده نیز یکی از معضلاتی است که باید در چارچوب سیاست‌های دولتی قرار داد. همه‌ی این معضلات دست به دست هم داده و شمایی بحرانی را در این بخش از کوردستان به میان آورده است. بدیهی یکی از اساسی‌ترین کارهایی که می‌بایست عملی کرد آگاهی و بسترسازی جهت تغییر ذهنیت مخرب است. در همین رابطه تحلیل‌ها و تفکرات برگرفته از اندیشه‌های رهبر آپو جهت تحلیل هم شخصیت و هم سیاست‌های رژیم می‌تواند موثر افتد. بایستی از نظر عملی دست به کار شد و از کوچک‌ترین فرصت‌ها نهایت استفاده را نمود. به نظر می‌رسد تنها راهکار اساسی برای خلق کورد در شرق کوردستان و به ویژه در این بخش برخورداری از یک مبارزه‌ی مستمر، خستگی‌ناپذیر و جهت و ایدئولوژی مشخص و مرزبندی‌شده است.