توطئه، تکرر تاریخ دشمنی با آزادی انسانیت

08 آگوس 2019 پنج ش

با حبس‌کردن رهبرآپو در جزیره‌ی امرالی برآن بودند كه این پیام را به جامعه‌ كورد بدهند: «دیگر زندگی و مرگ شما در دست ما خواهد بود، اگر می‌خواهید زنده بمانید پس تن به خواری و پستی بدهید و برای ما بهترین کورد، یعنی کورد مرده و خائن شوید.»


انسان برای دستیابی به شخصیتی بااخلاق قطعاً باید به‌پدیده‌ای اجتماعی وابسته باشد. پدیده‌هایی که نمایانگر حقیقت یک جامعه می‌باشند. حقیقت جامعه، اخلاق آن جامعه می‌باشد. این مفاهیم رابطه‌ی تنگاتنگی با همدیگر دارند. چنان‌که در جامعه‌ی دور از حقیقت وجودی‌اش، نمی‌توان از اخلاق سخن به میان آورد. انسان بدون پی بردن به واقعیت اجتماعی خویش، به هیچ وجه نخواهد توانست حقیقت و اخلاق که نیروی اساسی حفظ ارزش‌های جامعه هستند را درك كنند. بی‌شک جامعه‌ بدون بهره‌بردن از این ارزش‌ها، تفهمی از آزادی راستین نخواهد داشت. در نتیجه فرد یا افرادی که متعلق به آن جامعه هستند هم آزاد نخواهند بود. چرا که آزادی فرد با آزادی جامعه میسر خواهد شد. شکاف عظیمی که میان فرد و جامعه‌اش حاصل گردیده، وی را از تمام ارزش‌های زندگی‌ای معنادار دور گردانیده است. پس در جایی که بحث از نابودی زندگی به میان می‌آید، هیچ فردی نمی‌تواند ادعای زیستی آزاد نماید. زندگی‌ای که به دروغ، دورویی، فریب آلوده گردد، مورد خیانت قرار گرفته و از واقعیت خویش فرسنگ‌ها فاصله دارد. زندگی‌ای که تحت حاکمیت زور، استعمار و بی عدالتی باشد در لبه‌ی پرتگاهی پرخطر ایستاده است. اگر راه نجاتی نیابد، سقوط خواهد کرد. آن‌ها که شیفته‌ی این زندگی بابودگر هستند، آیا می‌دانند که آن‌ها هم چندان عمر زیادی ندارند؟ بی‌گمان آن‌ها هم نابود می‌شوند. در سیستم مدرنیته‌ی کاپیتالیسم فرد به حدی با جامعه‌ی خویش بیگانه گشته که هویت فرد از بین می‌رود. هستی‌اش، نیست می‌گردد. گویا مدرنیته‌ی كاپیتالییسم، آزادی و برابری را برای انسانیت به همراه خواهد داشت. اما جز بی‌هویتی و ازخودبیگانگی فرهنگی و اجتماعی چیزی برای جامعه در برنداشته است. نمونه‌ی بسیار بارز آن واقعیت کوردستان است که در معرض همه‌گونه سیاست امحاگرانه قرار گرفته است. ملتی دیرینه، به سرنوشتی دچار گشته که شایسته‌ی آن نیست. وادار به بردگی‌ای شده که هیچ ربطی به فرهنگ مقاومت و ازخودگذشتگی‌اش ندارد.

رهبر آپو اولین کسی است که خود را وقف مبارزه‌ی آزادی‌خوا‌هانه‌ی جامعه‌ی كوردستان کرده است. برای نیل به آرزوهای آزادی‌خواهانه‌اش، بایستی کوردی آزاد می‌آفرید. برای به تحقق پیوستن زندگی آزاد، بایستی به وضعیت برده‌وار کوردها که مانعی جدی در برابر این امر بود، برای همیشه خاتمه می‌داد. زنده‌نمودن فرهنگ ایزدبانویان، مستلزم زنانی آگاه و آزاد بود. رمز چالش‌های بی‌امان با مادرش را درک کرده بود. جهت بنا نمودن زندگی‌ای بااخلاق و شرافت‌مندانه، می‌بایست به‌مثابه‌ی مبارزی تمام زندگی‌اش را برای کسب هویت راستین و آزادی انسانیت سپری می‌کرد. چرا که فرزند حقیقی انسانیت است و بار سنگین مبارزه با تاریخ پر از دغدغه‌ها، انحرافات و ناملایمات جامعه‌ی انسانی را به دوش می‌کشید. آزادی در شخصیت وی تجلی یافت، به پیروزی رسید و به عنوان هدیه‌ای به انسان پیشکش شد. توطئه‌ی شوم 15 فوریه، تکرر تاریخ دشمنی با حقیقت انسانیت می‌باشد؛ ترس از برداشتن پرده از چهره‌ی منفور قدرت، زورگویی‌های‌شان و تاریخ پرشرم‌شان بود. خواستند رهبر آپو را در جایی به اسارت بکشند که شانس زندگی نداشته باشد. مکانی که در آنجا نتواند زنده بماند تا به انتظار مرگ در لبه‌ی پرتگاه بنشیند. این سیاستی قبیح بود که در شخص رهبر آپو علیه جامعه‌ی کورد اجرا شد. سیاست، نه بمیر و نه زنده بمان! بدین شكل، می‌خواهند کوردها را بر طبق امیال پست‌فطرتانه‌ی خویش مورد سوءاستفاده قرار دهند. با حبس‌کردن رهبرآپو در جزیره‌ی امرالی برآن بودند كه این پیام را به جامعه‌ كورد بدهند: «دیگر زندگی و مرگ شما در دست ما خواهد بود، اگر می‌خواهید زنده بمانید پس تن به خواری و پستی بدهید و برای ما بهترین کورد، یعنی کورد مرده و خائن شوید.» امسال دقیقاً چهاردهمین سال این توطئه می‌باشد. در واقع توطئه‌ علیه رهبر آپو، محکوم‌نمودن جامعه‌ی كورد به بردگی و ازخودبیگانگی است. به همین علت امرالی نه مکان به زندانی کشاندن خلق کورد، بلکه كندن مزار توطئه‌گران با دستان خودشان می‌باشد.

همان طور که رهبر آپو هم به آن اشاره نمود، انسانی که شخصیتی آزاد داشته باشد هرچقدر هم زندانی باشد باز هم آزاد است و کسی نخواهد توانست آزادی او را به بند بکشاند. برعکس اگر انسانی از شخصیتی آزادانه محروم باشد، هر جا و مکانی برایش زندانی تاریک می‌باشد. بهتر اینکه بگوییم خودش اسیر افکار دور از آزادی‌خواهانه‌ی خویش است. پس آن‌ها که در بیرون از زندان‌ها زندگی می‌کنند باید نگاهی به خود بیاندازند كه آیا واقعاً آزادند؟ اگر معنای حقیقی آزادی درک نشود، هر کس در چنگال سیستم مدرنیته‌ی کاپیتالیسم حبس شده، با خیال آزادی دروغین در گرداب بردگی این سیستم فرو خواهد رفت. معیار سنجش سطح آزادی فرد و جامعه نباید معیارهای ساختگی و فریبنده‌ی سیستم بی‌مبدأ کاپیتالیستی باشد. معیار راستین، سطح آزادی و اخلاقی است که جامعه یا فرد با مبارزه در برابر بردگی و بی‌اخلاقی به آن دست یافته است؛ وگرنه هرگونه تعریفی از زندگی آزاد، چیزی جز به بند كشاندن اراده‌ی آزاد نیست. زندان را چون مکانی برای اصلاح انسان پنداشتن، باعث شده که جامعه مدام با سایكولوژی یک مجرم به زندانی بنگرند. حال آن‌كه برای یک انسان انقلابی، زندان باید به مکانی تبدیل شود که بتواند در آنجا درس به جا آوردن مسئولیت‌های اخلاقی و اجتماعی را به بهترین نحو فراگیرد. آنچه که رهبرآپو به عنوان الگویی تاریخی در طول سال‌های سخت امرالی عملی نمود، ادای همین مسئولیت تاریخی‌اش بود. وی با این مبارزه نور آزادی را به اذهان و قلوب انسانیت تاباند. اكنون بایستی این سوال را از خود بپرسیم كه سرچشمه‌ی نیروی تحمل این شرایط سخت و طاقت‌فرسا ـ‌که هرکس به‌ویژه آن‌ها که حساب‌هایی جداگانه در سر داشتند‌ را در حیرت باقی گذاشته‌ـ چیست؟ تنها با درك فلسفه و ایدئولوژی رهبر آپو، می‌توان پی به این نیروی عظیم بُرد. در اینجا تنها به بخش کوچکی از این ویژگی‌های رهبر آپو خواهیم پرداخت؛

1ـ فراتر از یک فرد، خود را متعلق به تمام انسانیت و گیتی دانست و بر اساس این واقعیت خویش، صفحات تازه‌ای را در تاریخ انسانیت گشود. شناختی فیلسوفانه و مسئولیت‌پذیر از گیتی، به هیچ وجه او را همچون حقیقت گیتی در میان یک چهاردیواری به حبس نخواهد کشاند. چون حقیقت گیتی همان مبارزه برای آزادی می‌باشد.

2ـ پیونددادن واقعیت خویش با واقعیت جامعه‌ی کورد. وی اراده و کرامت خویش را در بااراده بودن جامعه دید. جامعه‌ی کورد هم او را به‌عنوان اراده‌ی آزاد خویش پذیرفت. پس واقعیت این است که نمی‌توان اراده‌ی بیدار و آگاه یک خلق میلیونی را به‌اسارت درآورد.

3ـ ادراک حقیقت در آن شرایط سخت، زندگی را هرچه‌بیشتر والا گردانید. همه‌ی آنچه را که به عنوان تراژدی و درد و آلامی پایان‌نیافتنی به‌شمار می‌رفت را به زندگی آزاد و عشق به حقیقت تبدیل نمود. این ادراک ژرفِ حقیقت، سرچشمه‌ی امید و عشق برای جامعه‌ای بود که توطئه‌گران در صدد بودند امیدهایشان را نقش بر آب كنند و قربانی سیاست‌های بی‌اخلاقانه‌ی خویش نمایند تا این جامعه برای همیشه در فقدان عشق و آزادی زجر بکشد.

4ـ در حالی‌که توطئه‌گران می‌خواستند همه‌ی عرصه‌های مبارزه را بر کوردها تنگ‌تر نمایند، رهبرآپو جزیره‌ی امرالی را به عرصه‌ی مبارزه‌ی حقیقت تبدیل کرد. به طوری‌که وی آیینه‌ای روشن برای تمامی بشریت بود و هر کسی، حتی دشمنان نیز واقعیت خود را در آن آیینه‌ی شفاف نظاره می‌کنند.

5ـ با شکستن قالب‌های مدرنیته‌ی کاپیتالیسم، با هیجان هرچه بیشتری راه دور شدن از این سیستم را می‌پیماید و بدون تردید در چندراهی‌های نظام حاکم، راهی را برمی‌گزیند که یقیناً به حقیقت ختم خواهد شد.

6ـ با سومین میلاد فکری و ایدئولوژیک، روزانه دست به انقلاب‌های ذهنیتی‌ای می‌زند که ذهن توطئه‌گران در برابر این انقلاب‌ها ناتوان مانده و نفس‌های آخر خویش را می‌كشد. این انقلاب به معنای خاتمه‌ی سلطه‌ی ذهنی و فروكاهی قدرت آن‌ها می‌آید.

7ـ به‌عنوان مبارز آزادی زنان، امرالی را به جایگاه دیدار همه‌ی زنان آزادی خواه تبدیل نمود. حضور زنان در صفوف اولیه‌ی میتینگ‌های اعتراضی علیه توطئه‌ی بین‌المللی، نشان از کینه و نفرت آن‌ها نسبت به سیستمی دارد که آزادی‌شان را سلب نموده است. آیا می‌توان اراده‌ی سازمان‌یافته و آزاد این زنان تشنه‌ی آزادی را در آن جزیره به اسارت درآورد؟ قطعاً این تنها خیال واهی دنیای بی‌وجدان توطئه‌گران می‌باشد.

درك، پایبندی و مشارکت صحیح در مسیر مبارزه‌ی آزادی‌خوانه‌، نیاز به بینشی ژرف از فلسفه و ایدئولوژی رهبر آپو دارد تا به سیستم شکنجه و انزوا علیه وی پایان داد. بایستی تمامی مردم کوردستان و سراسر جهان، به‌ویژه زنان و جوانان تا آزادی و شکستن سیستم امرالی از پای نایستند. چراکه مسیر دست‌یابی به آزادیف تنها و تنها از آزادی رهبرآپو می‌گذرد. وقت آن رسیده که خلق‌ها طعم شیرین آزادی را بچشند. بدین سبب باید دانست که دنیا بدون آزادی رهبر آپو و بدون رهنمودهای فلسفی و ایدئولوژیکی وی نخواهد توانست از معرکه و بحران‌های موجود رهایی یابد. پس برای آزادی تنها مبارز وفادار انسانیت و آزادی «رهبرآپو»، بایستی عزم مبارزه کنیم. بایستی با دستان خویش برگی نو از تاریخ بهار آزادی خلق‌ها را ورق بزنیم و کتاب تاریخ ظلمانی و تاریک را برای همیشه ببندیم.