خیز بلند نظام جهت ژینوساید فرهنگی

08 آگوس 2019 پنج ش

در اصل هدف نظام، یكدست‌سازی مركزـ پیرامون از راه هژمون‌گرایی و هموژنكردن فرهنگی می‌باشد. در حال حاضر این بزرگترین تهدید برای جامعه و جوانان است...


ذهنیت و ایدئولوژی حاكم بر نظام جمهوری اسلامی ایران و نوع برخورد آن با جوانان موضوع بحث ما در این مقال است. خصوصا كه در هنگامهی انتخابات ریاست جمهوری هم هستیم. در این مدت سپری شده كه جریان انتخابات را دنبال میكردیم و شاهد نوع نگرش نامزدها و سیاستمداران به بسترهای اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و ... بودیم، آنچه كه بیشتر از همه چیز قابل تأمل است ، دیدگاه نامزدهای انتخاباتی دورهی یازدهم ریاست جمهوری اسلامی ایران بود. نه اینكه نگاهی گلهمندانه به موضوع داشته باشم، بلكه از این حیث نگرانم كه در این دوران انقلاب تا كنون جوانان دچار چه ضعفی شدهاند كه « طلب از گمشدگان لب دریا دارند».

در طول تمام مبارزات خلقهای ایران و از همه بارزتر خلق كورد، مگر میشود جای پای مبارزات آزادیخواهانهی جوانان را ندید. درگیرترین قشر در جامعه به سبب احتیاج به مبارزه جهت ایجاد زیرساختهای اجتماعی و گریز از شكافهای ذهنیتی به وجود آمده توسط نظام حاكم، جوانان هستند. متاسفانه امروزه به جای به چالش كشیدن سیاستهای نظام وگذار از این شكافها، بر عمق و پهنای آن میافزایند. در این مدت سپری شده نظام جمهوری اسلامی با ضرباتی كه بر سازماندهیهای جوانان در تمام عرصهها وارد كرده، خواسته است، لیبرالیسمی شخصیتی را در وجود آنها نهادینه گرداند. ایجاد تعدد شخصیتی در جوانان ایرانی از اهداف و برنامههای نظام بوده. اما از نوع برخوردهای خود جمهوری اسلامی با جوانان، مشخص است كه این سیاست تا به كجا موفق بوده است. البته این امر را در مساله انتخابات مورد بررسی قرار میدهیم.

اگر به تاریخچه انتخابات گذشته، هم در دورهی نخستوزیری و هم در زمان ریاستجمهوری نظری بیافكنیم، آشكار میشود كه نه تنها بدور از معیارهای دمكراتیك میباشد، بلكه مكانیزمیست كه تجدید حیات نظام را به همراه داشته باشد. البته وقتی كه فرد اول اجرائی كشور در امور دولتی از خود انسیاتیوی ندارد و تنها در چارچوب جبر حكومتی دارای اختیاراتی است؛ داشتن انتظارات زیاد از حد هم جایز نخواهد بود. جامعه به مسئلهای به نام فقر دچار گشته است كه در این میان  فقر اقتصادی در برابر برخی از آنها بسیار كوچك و كم اهمیت میباشد. در شرایطی به دوره ی انتخابات یازدهم نزدیك میشویم كه در مورد مسائل سادهی زندگی و ابعاد فرهنگی و اجتماعی حق انتخاب نداریم. خصوصا در میان جوانان و زنان این مساله دارای اهمیت است. در واقع حق انتخاب را از ما گرفتهاند و در یك سیكل باطل میخواهند كه فردی را انتخاب كنیم و از او انتظار داشته باشیم كه داشتههای سلب شدهی ما را به ما برگرداند. یعنی از خود سلب كننده انتظار داریم برای ما كاری انجام دهد. 

متاسفانه جوانان در این برهه به مشاركت سیاسی و نحوه انجام این مشاركت دقت نمینمایند. این از سطح مطالبات درخواستی توسط جوانان از نامزدها مشخص است. در یك روند تدریجی و به مرور سطح مطالبات جوانان را كاهش دادهاند. برای همین هم جوانان با توجه به سطح مطالباتشان نسبت به ارتقای مشاركت سیاسی همت میگمارند. یعنی این امر دارای یك روند دیالكتیكی و روبه رشد است. اما در ایران به صورتی وارونه درآمده است. در انتخابات از مسائلی بحث به میان میآید كه نشان از مهندسی اجتماعی شكست خوردهی نظام جمهوری اسلامی ایران دارد و اخلاقیاتی كه هرگز نتوانستند آن را پیاده نمایند. برای نمونه وعدههای انتخاباتی كاندیدهایی كه در مورد ازدواج ارائه میشوند. چقدر مسائل سیاسی یك كشور را كوچك میانگارند كه شاهد سقوطی اینگونه در مسائل آیندهی یك كشور هستیم. وقتی كه سیاست مدار آن به این موارد میپردازد، لازم به توضیح نیست كه چقدر دارای قدرت اجرائی میباشد.

اما از این موارد ذكر شدهی فوق، مقولهای مهمتر كه باید به آن توجه بیشتری نمود مبحث فرهنگی است كه تمامی نامزدهای انتخاباتی در خصوص آن برنامههای خود را به صورت كلی ارائه نمودند. در گذشته دانشگاهها و مراكز آموزش عالی از جمله نهادهایی بودند كه نقش اساسی را در تحولات سیاسی داشت. همه منتظر رای و ابراز عقیده از سوی انجمنهای دانشجویی بودند. حتی به نوعی سیاستمدارها هم منطبق بر درخواستهای آنها سیاست خود را تبیین میكردند. اما در یك چرخش كاملا متفاوت خصوصا در این دورهی انتخابات شاهد آن بودیم كه دانشگاهیان خود به دنبال نامزد میگردند تا مطالباتشان را بیان نماید. یعنی زبان حال ملت به دنبال قیم سیاسی و فرهنگی میگردد. این یك بحران سیاسی و فرهنگی در میان قشر روشنفكر و به اصطلاح آیندهساز است. همین امر باعث شده كه این نامزدها هم جسارت پیدا كرده و هرگونه نیاز ناچیزی را به عنوان خواست كلی جوانان به زبان بیاورند.

هر بار با یك انقلاب به اصطلاح فرهنگی راه را بر نمو اندیشههای دیگر بسته و كسی هم صدایش درنمیآید. وقتی كه هنوز معلوم نیست كه كدام انسان آزاد بر "كرسی آزاداندیشی" بنشیند و دانشگاه مسئولیت خطیر خود را فراموش كرده  به جای سیاستمدار، سیاستگریز آموزش میدهد. دیگر نباید كه از انتخابات صحبت كرد. این یك انحراف و اشتباه ذهنیتی میباشد.

آنچه را كه از بیعدالتی، توزیع ناعادلانه و فقر برنامهریزی خود نظام نشات میگیرد؛ دوباره مطرح‌كردن چنین مطالباتی و برآوردنمودن این نیازها را همچون پروژه نشان میدهند. در این مورد هم باید به این نكته اشاره نماییم كه در باب جریان‌شناسی هم ضعفهایی اساسی در نوع نگرش جوانان وجود دارد. انگار كه جریانهای حال حاضر به دور از بعد زمانی  بوده و دارای پیشینهی تاریخی و اجتماعی نمیباشند. این امر در نوع پیوستن جوانان به جریانات و حمایتهای آنها از برخی از اشخاص بارز است. لازم است كه از لحاظ هستیشناسی و ماهیت شكلگیری جریانات به تفكر بیشتری بپردازند. در غیر این صورت به علت شناختهای سطحی و نامنطبق بر ماهیت و موجودیت جریانات سیاسی موجود در كشور، انتخاب هم سطحی و ناموفق خواهد بود.

تا حدی هم باید به نحوهی تحولات منطقهای و جهانی توجه نشان داد. متاسفانه افق دید محدود در جریانات سیاسی نمیتواند به اتخاذ استراتژی بلند مدت و هدفمند  بینجامد. اینكه در بازیهای سیاسی نامزدها به صورت تاكتیكی به تهییج احساسات جوانان میپردازند، نشان از فراغ بال آنها به دلیل همین افق دید محدود دارد.

 به همان مسالهی حذف برخی از رشتههای دانشگاهی علوم انسانی در این چند سال دقت نمایید. علوم اسلامی را جایگزین (به قول خودشان)  علوم اجتماعی غربی بدون شك پیریزی یك زیربنای فكری است كه در آیندهی نظام به شدت تاثیرگذار خواهد بود. اما همه در مقابل این موضوع به نوعی سكوت كردند. مقصود ما این است كه جوانان بایستی نقاط و مفاصل ارتباطی بین مقاطع جریانات  را هم به خوبی تشخیص دهند. در غیر این صورت مبارزهی ما تنها و تنها به تقویت روش‌‌های دفاعی نظام منجر خواهد شد. ژنرالهایی را كه در دور آخر می‌بینید، همان جنگسالارانی هستند كه با تجربیات خود در عرصههای نظامی وارد عرصهی اجتماعی میشوند. چه تضمینی وجود دارد كه در راه همان ناپلئونهای شكست خورده در كشورهای عربی گام برندارند.

تمامی بحثهای آنها در حد توسعهی عرصهی نفوذ فرهنگی و استفاده از پتانسیل حوزههای فرهنگی گذشته است. اما به كدام سمت و سو، این هم مورد حساسی است كه جوانان باید به آن  توجه نشان دهند. باید به زبانی ساده گفت كه ما دیگر حاضر نیستیم كه در گود شما و با ضرباهنگ حماسهی فردوسیتان كشتی بگیریم. چون در حوزههای فرهنگی ما را به فرهنگ زور و خشونت آلوده مینمایید. در آیندهی نزدیك شاهد حملات فرهنگی نظام خواهیم بود و این بار نظام تمام تلاش خود را بكار میبندند تا آنچه را كه در نبرد فیزیكی به دست نیاورده در عرصهی فرهنگی فتح نماید. بر این باورم كه جوانان باید از هر زمان دیگری هوشیارتر باشند. این بار خیز بلند نظام برای ژینوساید فرهنگی است. مقابله با آن هم وظیفهی جوانان است.حتی عنوان نمودن تمركززدایی هم در این راستا است. در بیانات این افراد این مضمون نهفته است كه ما بسیار به مركز پرداختهایم و پیرامون را به كلی فراموش كردهایم البته نه برای توسعه بلكه برای سیاست ذوبفرهنگی. رشد مبارزهی آزادیخواهانه در پیرامون آنها را به وحشت انداخته است. خصوصا درمورد وضعیت كوردها این مساله مشهود است. تكیه آنها بر دو عنصر فرهنگی مختص به نظام یعنی شیعه صفوی و ناسیونالیسم ایرانی نشان از آن دارد كه كدام حوزهی فرهنگی را مد نظر دارند. در اصل هدف آنها یكدست‌سازی مركزـ‌‌ پیرامون از راه هژمون‌گرایی و هموژنكردن فرهنگی می‌باشد. در حال حاضر این بزرگترین تهدید برای جامعه و جوانان است. با وجود این گونه گفتمانها در برنامههای نامزدهای انتخاباتی  و همچنین تاكید مداوم بر اتحاد در بدنهی نظام چیزی برای بحث باقی نمیماند. فراخوان نامزد‌‌های انتخاباتی در این مقطع فراخوان سكوت بود. نامزدهای یكدست، مساوی با جامعهای یكدست است.

  كلیگوییهای آنها ما را به یاد كلیگوییهای اوایل انقلاب میاندازد. در باب سیاست اقتصادی هم همان توسعه در مقیاس فرهنگی مورد بحث است. آنچه كه مشهود میباشد تمامی نامزدهای انتخاباتی از ضعف سازماندهی جوانان در ایران نهایت استفاده را مینمایند. واقعیت امر این است كه در ایران سازماندهیای مختص به این قشر وجود ندارد تا هم مخاطب گرفته شوند و هم سیاستهای دستاندركاران نظام را به چالش بكشند. تا به حال شاهد موضعگیری جوانان در برابر این بیتفاوتیها نبودهایم. تلاش در راستای سازماندهی جوانان با تكیه بر پتانسیل موجود در بین خود جوانان میتواند برای مبارزه با سیاست‌‌هایی كه از آنها بحث به میان آمد مؤثر باشد.باید به سازماندهیهای خارج از حیطهی دولت روی بیاوریم. در كشوری قرار داریم كه وجود قید و بندهایی كه هر روز افزایش مییابند، همگی ما را به مبارزه میخوانند. اگر كه جمهوری اسلامی در آستانهی انتخاباتی تاریخی قرار دارد ما جوانان نیز انتخابی بس عظیمتر را در پیش داریم. آنهم انتخاب راه مبارزه است. با تكیه بر سمبلهای مبارزاتی و ارزشهای بدست آمده در طول مبارزات جوانان در شرق كوردستان این سازماندهی و مبارزه بسیار توانمندتر و با ارادهتر به پیش خواهد رفت.