Warning: Undefined variable $sec_key in /home/komunar/public_html/fa/parastin.php on line 42

Deprecated: preg_match(): Passing null to parameter #2 ($subject) of type string is deprecated in /home/komunar/public_html/fa/parastin.php on line 42

Warning: Undefined variable $sec_key in /home/komunar/public_html/fa/parastin.php on line 43

Deprecated: preg_match(): Passing null to parameter #2 ($subject) of type string is deprecated in /home/komunar/public_html/fa/parastin.php on line 43

Warning: Undefined variable $sec_key in /home/komunar/public_html/fa/parastin.php on line 42

Deprecated: preg_match(): Passing null to parameter #2 ($subject) of type string is deprecated in /home/komunar/public_html/fa/parastin.php on line 42

Warning: Undefined variable $sec_key in /home/komunar/public_html/fa/parastin.php on line 43

Deprecated: preg_match(): Passing null to parameter #2 ($subject) of type string is deprecated in /home/komunar/public_html/fa/parastin.php on line 43

Warning: Undefined variable $sec_key in /home/komunar/public_html/fa/parastin.php on line 42

Deprecated: preg_match(): Passing null to parameter #2 ($subject) of type string is deprecated in /home/komunar/public_html/fa/parastin.php on line 42

Warning: Undefined variable $sec_key in /home/komunar/public_html/fa/parastin.php on line 43

Deprecated: preg_match(): Passing null to parameter #2 ($subject) of type string is deprecated in /home/komunar/public_html/fa/parastin.php on line 43

Warning: Undefined variable $rootPath in /home/komunar/public_html/fa/includes/settings.php on line 49
فرهنگ و سرمایه‌داری | Komunar.NET

فرهنگ و سرمایه‌داری

20 Tîrmeh 2013 Şemî

سرمایه‌داری پدیدآورنده‌ی مصرف‌گرایی در جامعه و ترویج لمپنیسم است. پدیدآورنده‌ی جامعه‌ی توده‌ای است و توده‌ها را هم تبدیل به رمه كرده و هدایت می‌كند كه در نهایت هم حیوان شدن را به همراه دارد.

در مسئله‌ی فرهنگ، به علت اینكه سرمایه‌داری، سیستم حاكم در روزگار ما می‌باشد و هم به دلیل مشكلات به وجود آمده كه در‌‌ آنها تأثیر مستقیم دارد لازم می‌بینیم كه سرمایه‌‌داری را به صورتی گسترده‌تر مورد مطالعه قرار دهیم. آنچه كه در مورد سرمایه‌داری به زبان آورده می‌شود،‌ احتیاج به كاوش و تحقیق پیچیده‌ای ندارد و مواردی هستند كه امروزه گریبانگیر جامعه‌اند و با نگاهی به اطرافمان به راحتی آنها را مشاهده می‌كنیم. حتی اگر به تخریبات آن بر روی شخصیت خود توجه نماییم و یا به انعكاس معضلاتش در جامعه نگاهی بیفكنیم به وضوح با ابعاد سیستم آشنا خواهیم شد. سیستم سرمایه‌داری در این باب چه چیزی را به عنوان فرهنگ ارائه می‌دهد؟ در حال حاضر سیستم سرمایه‌داری آن بخشی را كه دولت‌گرایی، اقتدار و طبقه را شالوده قرار داده به عنوان فرهنگ ارائه می‌دهد. برای همین در این فرهنگ، دولت‌گرایی، اقتدار و تمامی بیماری‌های سیستم به صورت ویژه وجود دارند. البته كه اقتدار به خودی خود انحراف است. زیرا معیارهایی كه جامعه بر اساس آنها بنیان نهاده شده را ملاك قرار نمی‌دهد و بلكه آن بخش را كه بعد از به وجود آمدن جامعه، با تكیه بر دستاورد‌‌های آن خود را تحمیل می‌نماید و در واقع به صورت انگل به جامعه چسبیده را، مبنا می‌گیرد. جزء‌ یا بخشی از جامعه به حساب نمی‌آید و كلاً در تضاد با جامعه است.

 رهبر آپو در بخش‌های مختلف دفاعیات خود این موارد را بر زبان آورده و از آن به عنوان بیماری جامعه یاد می‌كند. آنچه كه تحت عنوان دولت،‌ طبقه،‌ سرمایه‌داری، فئودالیسم،‌ جنسیت‌گرایی،‌ میلیتاریزم(نظامی‌گری)‌ و غیره در روزگار ما بر زبان آورده می‌شود،‌ همه عبارت از تقلب و ریا و ظاهر‌سازی بوده و جزء دستاوردها و احتیاجات جامعه نمی‌باشند. اینها از محصولات سرمایه‌داری و در تضاد با جامعه هستند و اصلاً جامعه اینها را به وجود نمی‌آورد. برای اینكه فرهنگ به وجود بیاید بایستی كه جامعه با تكیه بر قوانین بنیادی خود دست به فعالیت بزند و غنای فرهنگی تعمیق بخشیده شود. چیزی كه لازم است، برای جامعه تهیه شود و آنچه كه فرسوده شده‌اند، بازتولید و ترمیم شود و آنهایی كه زمانشان گذشته، از بین برده شوند. برای اینكه موارد گفته‌شده بر روال مناسب قرار گیرد باید جامعه وجود داشته و نیرومند گردد. سیستم سرمایه‌داری به اندازه‌ی برده‌داری و دین نتوانسته جامعه به وجود آورد. سرمایه‌داری، جامعه را نابود می‌كند. توجه كنید،‌ برده‌‌داری اسطوره‌هایی را پدید آورد و در مرحله‌ی بعد كاهنان را به ظهور رساند و همچنین زیگورات‌ها را ساخت. قبل از برده‌‌داری توتم وجود داشت و برده‌‌داری بت‌پرستی را رایج كرد. جوامع قبل از برده‌داری از وسعت كمتری برخوردار بود اما برده‌داری آنرا توسعه داده و اجتماعات بزرگی را پدید آورد. در دوره‌ی ادیان، فرهنگ خداوندی (الوهی) ایجاد شد زیرا قبل از ادیان در واقع خدا وجود نداشت. البته فرهنگ خدا شامل موارد زیادی مانند، فرشته، شیطان، بهشت،‌ جهنم و غیره است. اینها وجود نداشتند و ادیان آنها را به وجود آوردند. حال سرمایه‌داری را در نظر بیاورید، آیا محصولی فرهنگی وجود دارد كه مبدع آن باشد؟ موردی كه قبلاً وجود نداشته و سرمایه‌داری عرضه‌كننده‌ی آن باشد وجود ندارد. اصلاً این سیستم زاینده نبوده و تنها مصرف‌كننده است. چیزی كه انسان در دوران سرمایه‌داری و با باز كردن چشم خود آن را برای اولین بار دیده باشد، وجود ندارد. اگر هم چیزی را هم به وجود آورده باشد در واقع برای این بوده كه بتواند بهتر و راحت‌تر مصرف نماید. یعنی تنها شیوه و راه‌های مصرف را بهبود می‌بخشد. سرمایه‌داری پدیدآورنده‌ی مصرف‌گرایی در جامعه و ترویج لمپنیسم است. پدیدآورنده‌ی جامعه‌ی توده‌ای است و توده‌ها را هم تبدیل به رمه كرده و هدایت می‌كند كه در نهایت هم حیوان شدن را به همراه دارد. مثلاً تماشاگران فوتبال را دقت نمایید به مانند گله‌هایی می‌نشینند و برمی‌خیزند. یا انسان‌هایی كه در كنسرت‌ها تا حد مرگ هم پیش می‌روند. به مانند گله‌های گوسفند كه بعد از غذا دادن و یا نمك خوراندن رها می‌شوند. به خاطر همین ویژگی‌های سیستم سرمایه‌داری، ‌فرهنگ جامعه بیشترین زیان را از این سیستم دیده و بیشترین فشار بر جامعه وارد می‌آید.

 برای نمونه انسان هر چقدر هم فعالیت می‌كند باز هم مشكل گرسنگی حل نمی‌شود. هر چقدر هم كه تكنولوژی پیشرفت می‌نماید اما مشكل كمبود‌های اقتصادی حل نمی‌گردد. در مورد جنگ هم به همین صورت است، به طوری كه با همه‌ی تلاش‌ها و فعالیت‌هایی كه در راستای آشتی و صلح صورت می‌گیرند همچنان تخریبات ناشی از جنگ‌ها چهره‌ی دنیا را پوشانده‌اند. در باب درمان و پزشكی هم با وجود تمام پیشرفت‌ها، هر روز بیماری‌های جدیدی دیده شده و انسان‌های زیادی از بیماری جان می‌سپارند. با تمام تكنولوژی‌های به‌كار رفته در شهرسازی و معماری نوین، اما باز هم شهرها مملو از معضلات و ناهنجاری‌ها هستند. برده‌داری هر چقدر هم سیستمی عقب‌مانده بود بعد از اینكه دوران نئولتیك دچار بحران شد و دیگر جوابگوی توده‌های عظیم جامعه نبود،‌ ایدئولوژی‌ای را به وجود آورد كه هر كسی به صورت داوطلبانه برد‌گی را قبول نماید. ما آگاهی داریم كه ادیان وقتی ایدئولوژی خود را به وجود آوردند، بحرانی كه در نتیجه‌ی برده‌داری گریبانگیر جامعه شده بود را برای مدتی از میان برداشتند.

رهبر آپو، سرمایه‌داری را به مثابه‌ی مرحله‌‌ی بحران تمدن نامگذاری می‌كند. به خاطر این ویژگی‌های سرمایه‌داری، انسان خلاقیت و نو‌آوری و نیروی آفرینندگی‌اش را از دست داده است. به دلیل اینكه خلاقیت از بین رفته، در فرهنگ‌ها هم نوآوری به وجود نمی‌آید. ابتدا به وسیله‌ی تك‌تیپ نمودن از طریق دولت‌ـ ملت، غنای فرهنگی را در داخل یك قالب قرار دادند. زبان‌ها، ‌طریقت‌ها،‌ ادیان،‌ افكار و اندیشه‌ها نابود شدند و تحت عنوان ملت، چارچوبی تنگ برای جامعه ایجاد كردند و جوامع را در مقابل هم قرار داده و به جنگ واداشتند. در نتیجه‌ی آن، قتل‌عام فرهنگ‌ها رخ داد. برای همین می‌توان انسان دوره‌ی سرمایه‌داری را‌ بیگانه‌ترین انسان نسبت به خلاقیت و نو‌آوری در طول تاریخ به حساب آورد. به همین دلیل به جای رقابت برای تولید و فراهم آوردن، ‌رقابت بر سر بیشتر مصرف كردن است. كسی كه بیشتر كار كند و رنج بیشتری بدهد،‌ نادان به حساب می‌آید و همه به او به چشم انسانی ابله می‌نگرند. در عوض هر كسی كه از همه بیشتر مصرف نماید، معیار و ملاك انسان برتر خواهد بود. وقتی كه به آمار پیشرفت‌ها می‌نگریم در آن به كشورهای ثروتمند و دارای رفاه و تمدن اشاره شده، ملاك آنها در این رابطه چیست؟ ملاك آنها در این رابطه، میزان مصرف گوشت،‌ سطح خرید پوشاك و لباس است و اینكه هر كسی دارای اتومبیل و خانه‌ی شخصی باشد. این ملاك و معیارها در جهان امروز نشان‌دهنده‌ی سطح تمدن است. اما چه كسی چقدر تولید كرده و چقدر خلاقیت داشته اصلاً مطرح نیست و موضوع تولید هم در بخش بازرگانی، تجارت و كسب سود سنجیده خواهد شد. مثلاً پرسش «چه كسی به چه اندازه فروش داشته است؟» مطرح است.‌ زیرا هدف از تولید صرفاً برای كسب سود بیشتر و درآمد فراوان‌تر خواهد بود نه با هدف مصرف در جامعه به اندازه‌ی نیاز و برای از بین بردن گرسنگی در جامعه.

 البته كه خورد و خوراك یك نیاز انسان است و احتیاج به مصرف دارد. وقتی كه تولید می‌نماید، ‌مصرف هم می‌كند. اما اگر میزان مصرف به عنوان معیار انسانیت به كار آورده شود،‌ در این حالت قطعاً حیوانات از انسان،‌ انسان‌تر خواهند بود. توجه كنید كه اگر میزان اسرافی كه در انگلستان و آمریكا وجود دارد كنترل شود و در مسیر درست هدایت گردد،‌ مشكل گرسنگی در جهان حل خواهد شد. فرهنگ تولیدمحور، چنین چیزی را به وجود نمی‌آورد و به این صورت هم نیست. برای ایضاح این موارد به دروغ‌پردازی-هایی هم دست می‌زنند. برای نمونه با بیان این نكته كه نیازهای انسان نامحدود بوده و منابع بر روی زمین محدود هستند،‌ برای همین معضلات انسانی قابل حل و چاره‌یابی نهایی نیستند. اما نیازهای انسان نامحدود نبوده و این سرمایه‌داری است كه با پشتیبانی علوم پوزیتیویستی‌اش در صدد اثبات آن برمی‌‌آید. انسان موجودی حریص و شكم‌پرست نیست و همه‌ی زندگی خود را بر بنیان آن قرار نداده است. باید از خود پرسید كه چرا در خاورمیانه، فرهنگ یك خرقه و یك لقمه رواج دارد و در طول هزاران سال انسان زندگی‌ بهشت‌آسایی را در سایه‌ی این فلسفه داشته است؟

 حتی نظریه‌پردازان سیستم سرمایه‌داری پا را از این هم فراتر گذاشته و می‌گویند، به دلیل اینكه نیازها نامحدود و منابع محدود هستند لازم است كه گاهی اوقات جنگ‌هایی هم صورت گیرد و قتل‌عام به وجود آید و یا میكروب و یا ویروسی ساخته شود تا به مرگ و میر بینجامد و تعادل و توازنی بین نیازها و منابع حاصل گردد. برای همین با منطق و معیارها، مقیاس‌های سیستم سرمایه‌داری و تبلیغات آن نباید اقدام به حل و بررسی مشكلات نماییم. حتی روش‌ها و راه‌حل‌هایی كه به وسیله‌ی سیستم ارائه می‌شود به بغرنج‌تر شدن مسئله می‌انجامد. برای مثال آیا به دلایل بحرانی اقتصادی كه در دنیا بیداد می‌‌كند، فكر كرده‌اید؟‌ و آیا به این اندیشیده‌اید كه چرا چنین بحرانی به وجود آمد؟ در پاسخ این سؤالات باید بگوییم كه به خاطر از بین رفتن توازن بین خرید و فروش و یا به بیان اقتصادی آن ناهماهنگی در عرضه و تقاضا و كمبود نقدینگی و قدرت خرید مردم به وجود آمد. در ابتدا با تبلیغ برای ایجاد الگوی مصرف در جامعه بر مبنای اینكه هر كسی باید خانه و اتومبیل شخصی داشته باشد و با تمركز تبلیغات بر این مورد جهت تحریك احساسات انسان‌ها و برانگیختن نیاز در درون آنها، باعث شدند كه مردم برای خرید اقدام نمایند. برای جبران كمبود نقدینگی در دست مردم، اقدام به پرداخت وام از طریق بانك‌ها نمودند. به خصوص در آمریكا و انگلستان وام‌هایی پرداخت شد و خرید صورت گرفت، ‌ولی در نهایت امر مردم برای بازپرداخت اقساط وام دچار مشكل شدند. زیرا در این بین اصولاً تولیدی بر اساس احتیاج جامعه صورت نگرفته و تنها نیازها تحریك شده‌اند. این امر باعث شد كه میلیون‌ها انسان بیكار شده و كارخانه‌های زیادی بسته شوند.

 در مقابل، سیستم سرمایه‌داری چه تدبیری اتخاذ نمود؟‌ تصمیم گرفت كه برای جبرای نقدینگی در دست مردم اقدام به چاپ اسكناس بدون پشتوانه‌ی مالی نماید و به این صورت میلیاردها دلار به بازارهای جهانی تزریق گردید. تا قبل از این بحران شعار تبلیغی سیستم، دفاع از بازار آزاد بود، ‌به معنای اینكه دولت در كار بازار دخالت نكند و هر كسی به هر صورتی كه می‌خواهد به عرضه و فروش اقدام نماید. بعد از آن گفتند كه نباید به این شیوه دوام یابد و دولت لازم است كه در بازار دخالت نماید و چاپ پول هم در همین راستا بود تا بازار جانی دوباره بگیرد، مردم دوباره روانه‌ی بازار شوند و قدرت خرید بیابند و زندگی دوباره به حالت عادی درآید و جریان مصرف روند عادی خود را طی نماید. گویی كه زندگی در حد فاصل بین خانه و مغازه‌ها قرار دارد و اگر به این كار اقدام نكند زندگی دچار سكون خواهد شد. سرمایه‌داری سیستمی است كه بر فقر و گرسنگی‌ و نشر و پراكنش آن اصرار دارد و ما آن را در تمام برهه‌ها و عرصه‌ها می‌بینیم. مثلاً در اروپا فقر عاطفه، معنویات و معنا وجود و فقر فرهنگی به علت تك‌تیپ شدن رواج دارد. در آلمان سطح ماشینی، زندگی انسان را به صورت موجودی روزمره درآورده و هر روز تنها برای همان روز می‌زید. بر اساس یك برنامه‌ی مشخص در یك مكان كاری فعالیت می‌كند و برنامه‌ی غذایی مشخص و مكان‌هایی هم برای تفریح دارد و سالیانه هم تعداد روزهای از قبل تعیین‌شده را به مرخصی می‌رود. این را به جمعیت نزدیك به صد میلیونی آلمان تعمیم دهید آنگاه خواهید فهمید كه چه بر سر جامعه‌ی انسانی آمده است.

 خاورمیانه از لخاظ غنای فرهنگی از سطح بالایی برخوردار است. از لحاظ معنوی، معنایی و رفتاری حوزه‌ای جداگانه است. ‌فقط زندگی از لحاظ شكلی بدقواره است و معیارهای زندگی در آن به درستی اجرا نمی‌شوند و این از لحاظ مادی هم با خود فقر را به همراه می‌آورد. در اروپا مادیات زیاد است و از لحاظ روحی انسان در فقر بسر می-برد و در خاورمیانه از لحاظ روحی و معنایی مشكلی وجود ندارد اما از لحاظ مادی دچار بی‌بضاعتی است. خلاصه امروزه هر نقطه‌ای از جهان به نوعی درگیر مشكلات فرهنگی مربوط به سرمایه‌داری است. به خاطر ویژگی‌های شخصیتی‌ای از قبیل ‌فردگرایی،‌ خودخواهی و خود‌شیفتگی كه سرمایه‌داری در جامعه رواج داده است امروزه معیارهای رد و قبول جامعه هم در مورد انسان‌های خوب و بد عوض شده‌اند. بیشتر انسان‌ها به فردگرایی گرایش دارند و این تیپ شخصیت مورد قبول واقع می‌گردد. انسان‌های خودخواه در جامعه آدم‌هایی زرنگ به حساب می‌آیند. متأسفانه این نوع انسان‌ها در جامعه به عنوان آدم‌های خلاق، دانا و زرنگ به شمار می‌آیند. اگر بر اساس فرهنگ واقعی اجتماعی شدن به موضوع بنگریم، می‌بینیم كه ثروتمندان امروزه در جامعه چپاولگر و تاراج‌گری بیش نیستند. هزاران انسان كار می‌كنند و زحمت می‌كشند و بهره‌ی آن را تنها یك فرد می‌برد. افراد زیادی گرسنگی می‌كشند و در نهایت اوست كه بر ثروت خود می‌افزاید. بر اساس قوانین اقتصادی در فرهنگ اشتراكی جوامع كه از اصول زیربنایی و ثابت فرهنگی هستند،‌ این افراد دزد به حساب می‌آیند. در ادیان، پیامبر و امامان و مؤمنین به عنوان الگو به شمار می‌آمدند اما در سیستم سرمایه‌داری الگو انسان‌های خودخواه و فردگرا بوده كه در واقع چپاولگران دسترنج جامعه هستند. دزدان مدرن،‌ دزدان شهری و متمدن،‌ دزدان نقابدار، دزدان شیك‌پوش، دزدان بَزَكْ‌كرده و گریم‌شده در چنین سیستمی فراوانند. در این بین انسان‌هایی وجود دارند كه تا به حال زحمت كوچك‌ترین فعالیت را هم به خود نداده‌اند ولی از متنعم‌ترین و متمولین افراد جامعه می‌باشند. چپاولگری اینگونه است و این دزدی ویژه‌ی دوره‌ی سرمایه‌داری است.

 نظام سرمایه‌داری در اصل با اشاعه‌ی این ذهنیت در جامعه می‌خواهد به افراد جامعه بقبولاند اگر می‌خواهند در رفاهی به این صورت قرار گیرند لازم است كه در رقابت جهت چپاول و تاراج دسترنج دیگران شركت نموده و در این زمینه به بالاترین سطح برسند. برای این كه به این مهم دست‌ یابند، ابتدا باید كه قوانین اجتماعی را دست‌كاری نمایند، تا مجال فعالیت برایشان مهیا گردد، جامعه آنها را قبول كند و به الگوی جامعه تبدیل شوند. آدم‌هایی هستند كه به هیچ‌وجه از قیمت واقعی بازار، بر اساس رنج و زحمت خبر ندارند و حتی نمی‌دانند كه قیمت یك نان چقدر است. اگر كارهای شخصی او را انجام ندهند احتمال داردكه از فرط بی‌عرضگی از بین برود. به طور كلی در روزگار ما كسانی كه از جامعه بریده می‌شوند و در تضاد با قوانین جامعه حركت می‌‌نمایند، به عنوان الگو معرفی می‌گردند. برای همین در این فرهنگ همبستگی، ‌جوانمردی،‌ تعاون، احترام به ارزش‌ها و مشاركت در حل معضلات جامعه جایی ندارند. چون، انسان فردگرا و خودخواه تنها چیزی كه به آن نمی‌اندیشد جامعه و خواست‌هایش است.

از نظر نظام سرمایه‌داری برای ایجاد زمینه‌ی دزدی و چپاول در جامعه بایستی كه خصوصیات گفته‌شده، ‌یعنی ویژگی‌های بنیادی اجتماعی شدن از میان برداشته شوند. مواردی راكه باعث و بانی به وجود آوردن مسئولیت در برابر جامعه هستند برای آنها مانع‌ساز بوده و باید كه نابود شوند. در اصل آنچه كه دزدیده می‌شود قوانین و ارزش‌های جامعه هستند. آنها می‌خواهند كه ارزش‌های جامعه به صورت بی‌صاحب و بدون مالك باشد و هر كسی به هر صورتی كه خواست با آنها برخورد و رفتار نماید و از طرف كسی هم اعتراضی صورت نپذیرد. طبیعت و ارزش‌های جامعه و همه و همه را به همین صورت می‌خواهند. به عنوان مثال به مسئله‌ی اعیاد و جشن‌ها توجه نمایید‌ كه چگونه از آنها هم برای رسیدن به سود بیشتر استفاده می‌نماید. جشن‌ها در اصل عبارت بوده‌اند از روزهای شادی، برداشت محصول و پیروزی در برابر مصائب و رفع بلایا. سنت‌های هر جامعه‌ای در اعیادش نهفته است. معنای این اعیاد امروزه باژگونه شده است. مثلاً در اسلام عید رمضان كه از ویژگی‌های فرهنگی و اخلاقی در این دین است به بازاری برای فروختن و داد و ستد تنقلات و خوراكی‌ها تبدیل شده است.‌ این مورد هم در حقیقت در تضاد با معارف نهفته در ماه رمضان است. اگر بهتر دقت نماییم می‌بینیم كه چطور با احساسات و نیازهای انسان بازی می‌كنند. بیشترین هدایا و پیشكشی‌ها در این ماه رد و بدل می‌شوند. اینها همه تأثیرات سرمایه‌داری است و انسان‌ها را به این‌گونه تشریفات بیهوده عادت می‌دهد. البته سیستم سرمایه‌داری، شهرها را اساس گرفته و در آنجا حاكمیت دارد. در بین این سیستم و مناطق غیر شهری مشكل وجود دارد. جنبش‌های اكولوژیك، فرهنگی و اخلاقی كه ظهور كرده‌اند نشانگر این تضاد هستند. شاهد آن هستیم كه در تمام دنیا در برابر سیستم سرمایه‌داری جنبش‌ها و سازماندهی‌هایی صورت می‌گیرند.

 تعریفی كلی را از فرهنگ ارائه دادیم،‌ در مورد غنای فرهنگی هم به یك جمع‌بندی رسیدیم و بر این اساس می‌توان گفت كه سرمایه‌داری، ‌سیستمی هموژن‌گر(یك‌دست كننده و تك‌تیپ كننده‌) است. بر این مبنا، سرمایه‌داری دربرگیرنده‌ی فاشیسم است. در برخی از عرصه‌ها عملاً فاشیسم را به كار می‌برد. برای مثال در ارتش‌هایی كه تحت نظارت سیستم به وجود می‌آیند و سازماندهی می‌شوند،‌ فاشیسمی عمیق نهفته است. نحوه‌ی آموزش در سیستم سرمایه‌داری سر تا پا فاشیسم است. زیرا به ‌وجود آورنده‌ی قالب‌های شخصیتی مشخص می‌باشند.‌ برای اینكه انسان به یك كارگر خوب و یا كارمندی مفید و آماده تبدیل شود، برای اینكه به فردی تابع و مطیع سیستم بدل گردد‌،‌ آموزش داده می‌شود. اما سیستم سرمایه‌داری هم در هر جایی با توجه به سطح هوشیاری جامعه، به نحوی فرهنگ خود را ارائه می‌نماید كه جامعه آن را قبول نماید. برای مثال در حال حاضر در خاورمیانه به نام آزادی و دموكراسی به اشاعه‌ی فرهنگی ‌می‌پردازد. بجا خواهد بود اگر این سخن را به زبان بیاوریم: در این عصر برای نخستین بار انسان آزادانه برده بودن را می‌پذیرد و داوطلبانه در بند قرار می‌گیرد. درست است كه در زمان برده‌داری، به علت حاكمیت راهبان و وجود ایدئولوژی انسان‌ها برده بودند و آدمیان از لحاظ ایدئولوژی اقناع شده بودند،‌ اما لااقل آنها را سیر می‌كردند وكسی گرسنه نمی‌ماند و امنیت او بهتر از حال بود. برای مثال مشخص شده كه اولین‌ شهرهایی كه در آنها برده‌داری حاكم گشتند از لحاظ امنیتی از روستاهای دوران نوسنگی بسیار پیشرفته‌تر بوده و این اماكن از لحاظ خورد و خوراك هم بهتر از سایر جاها بوده-اند. البته این موارد نه در مدح و تمجید از برده‌داری گفته می‌شوند،‌ بلكه برای مقایسه‌ی هر دو شیوه‌‌ی برده‌داری یعنی‌ هم سرمایه‌داری و هم برده‌داری بعد از دوران نئولتیك هستند. برای همین ملاحضات در مسئله‌ی امنیت و تغذیه بود كه افراد به برده‌ شدن گرایش پیدا كردند. اما در دوران سرمایه‌داری علی‌رغم اینكه می‌دانی كه گرسنه‌ای، بی‌خانمانی،‌ بی‌كاری و‌ خانواده‌ای و‌ آینده‌ای هم نداری، ولی باز هم در برده بودن خود اصرار می‌كنی و بزرگ شدن حجم سرمایه‌داری هم به این دلایل است.

خصوصاً موارد گفته شده را در شخصیت زن بسیار ماهرانه و استادانه به كار می‌برد. مثلاً در دوران ادیان و برده‌داری زن به صورت فیزیكی مورد برد‌گی قرار می‌گرفت،‌ اما از لحاظ روحی نه در دوران برده‌داری و نه در دوران ادیان، زن مورد اسارت قرار نگرفته است. اما سرمایه‌داری هم فیزیك و هم روح زن را تكه‌تكه كرده و مورد استفاده قرار داده است. مثلاً این تصرف در تمام اعضای او از مو، چشم‌ها‌، لب‌ها،‌ راه رفتن و... تا علایق درونی‌اش را دربر می‌گیرد. اما در ادیان بدین‌گونه نیست. در سرمایه‌داری اینها را به مثابه ی آزادی به شمار می‌آورند. البته باید گفت كه وضع همه‌ی جامعه به این صورت است. زیرا در هر جامعه‌ای حالت كلی در گرو چگونگی وضع زن است. با توجه به از‌هم‌پاشیدگی وضع زن، در واقع می‌توانیم فروریختگی جامعه را هم ببینیم. اولین شكست جنسیتی بر زن وارد آمده و بعد به تبع آن جامعه از هم گسسته است. توجه داشته باشید كه در روزگار ما روحیات انسان‌ها در هر ساعتی تغییر می‌كند. حتی در لحظات بسیار كوتاه و یا بر اساس مكان هم عوض خواهد شد. تغییر، حالتی عادی است اما نه با این سرعت و در هر مكانی. می‌توان گفت كه این یك نوع بیماری است. نشان از عدم ثبات روحی در انسان دارد. این مورد در تضاد با قوانین اجتماعی شدن است زیرا جامعه دارای ثبات است.‌ اما جامعه کنونی دچار بحران است. برای مثال جنایت‌هایی كه بدون هیچ زمینه‌ی قبلی در شهرها روی می‌دهند و در نهایت توحش و درندگی به انجام می‌رسند. به خوبی عدم ثبات روحی در این توحشات دیده می شوند.

سرمایه‌داری در مقابل تنوع و غنای فرهنگی بر تك‌تیپ شدن جامعه اصرار می‌ورزد. البته سرمایه‌داری برای رهانیدن خود از عواقب وخیمی كه احتمال دارد جامعه در مقابل این سیاست‌ها به صورت عكس‌العمل داشته باشد،‌ آنها را در زیر لفافه‌ی ویژگی‌های مثبت انسانی به جامعه عرضه می‌دارد. برای مثال به حمله‌ی آمریكا به عراق كه به گفته‌ی خودشان برای احیای دموكراسی و برقراری آزادی در این كشور صورت گرفت، توجه نمایید. یعنی تجاوز و استعمار با پوشش حقوق‌ بشر و دموكراسی صورت می‌گیرد. البته كه از دیدگاه آنها، انسان‌های دارای حقوق و برخوردار از تمدن هم خودشان هستند و سایرآدمیان و ساكنان خاورمیانه،‌ انسان نبوده و دارای احساس و عواطف نیستند و از نظم و نظام، ظرافت‌ها و خصونیات انسانی برخوردار نمی‌باشند. از نگاه‌ آنها، تمدن‌شان یگانه بوده و ما شرقی‌ها، جامعه‌ای خارج از تمدن به حساب می‌آییم. گفته‌های جورج‌بوش رئیس جمهوری آمریكا بعد از حملات 11 سپتامبر را به خاطر داشته باشیدكه گفت: یا با ما هستید و یا در مقابل ما. این گفته‌ به خوبی به بیان اهداف و پیامد‌های آن می‌پردازد. به همین ترتیب سیستم جنگ عظیمی را در مقابل فرهنگ‌ها به اجرا گذاشته است. اگر تدابیر لازم اتخاذ نگردد در آینده شاهد نابودی زبان‌ها، افكار و اندیشه‌ها و فرهنگ‌های زیادی خواهیم بود. عناصری را كه در اصل نشان‌دهنده‌ی رنگ جامعه می‌باشند‌ به صورت مسائل پیش‌پاافتاده درآمده‌اند، به طوری كه گویی و باید دور انداخته شوند. این موارد به وضوح در اروپا و آمریكا دیده می‌شوند. یعنی فرهنگ انسانی و ارزش‌های انسانی به مواردی نوستالوژیك(حسرت‌انگیز) تبدیل شده‌اند‌ و تنها برای تماشا كردن و یاد‌آوری دوران گذشته به كار برده می‌شوند. به عبارتی می‌توان گفت كه صنعت توریسم هم ترفندی در راستای همین سیاست‌ها می‌باشد. صنعت توریسم بیشتر از این‌كه زمینه‌ا‌ی باشد برای مبادلات فرهنگی و آشنایی ملل با فرهنگ‌های یكدیگر، تلاشی است در جهت به دست آوردن سود بیشتر. به جای اینكه انسان با دیدن مكان‌های فرهنگی و تاریخی به سنت‌های دیرین خود پی‌ببرد، هویت‌ خود را بشناسد، نسبت به مسائل تاریخی‌ آگاه گردد، نیاكان خود را بشناسد و بر اساس آنها زندگی آینده‌ی خود را برنامه‌ریزی نماید و راه آتیه‌ی خود را در آنها ببیند؛ امروزه تنها برای عكس گرفتن و فخرفروشی در مقابل دیگران، به این اماكن رفت و آمد صورت می‌گیرد. رقابتی نفرت‌انگیز برای فروش میراث گذشتگان در حال انجام است.

در مورد غنای فرهنگ‌ها، فرهنگی بودن انسان، تغییر و نوآوری در فرهنگ‌ها و آماده ‌كردن آن برای مراحل پیش ‌رو مواردی كه به زبان بیاوریم اینها هستند. برای بالا بردن توانایی‌هایمان در هر یك از این زمینه‌ها، ‌لاجرم باید از فرهنگ كاپیتالیستی به طور كامل بریده و خود را از آن رها سازیم. منظور ما از اخلاق و فرهنگ انقلابی هم همین است. برای همین در موضوع فرهنگ،‌ ساختاری فرهنگی كه از ابعاد ضد فرهنگی سرمایه‌داری گذار نكرده باشد بی‌ثمر خواهد بود و از ایجاد آلترناتیو(جایگزین) بی‌بهره خواهد ماند. سرمایه‌داری را اساس گرفتن و به روش آن زیستن، در چارچوب ذهنیتی آن اندیشیدن، آنرا قبول كردن، پسندیدن و مبنا قرار دادن، منجر به ایجاد فرهنگ نخواهد شد. پراكتیك پنجاه سال گذشته، این را اثبات كرده و امروز مشاهده‌ می‌كنیم كه خود آنها هم در پی فرار از معضلات هستند. در اروپا قوانینی طرح كردند تا بتوانند به وسیله‌ی آنها موانع برداشته شده و اتحاد و روح اروپا دوباره زنده گردد. اوباما ریاست جمهوری‌ آمریكا، همواره از روح آمریكایی صحبت به میان می‌آورد، خود آنها هم به موضوع پی برده‌اند. حال كه آنها به عنوان صاحبان اقتدار در پی چاره‌یابی معضل به روش‌های خود هستند، ما چرا باید از آنها تقلید كنیم؟ حال آنكه ما در خاورمیانه زندگی می‌كنیم و از آن مهم‌تر ما به عنوان کُرد هسته‌ی اصلی اجتماعی بودن و ایجاد فرهنگ را در اختیار داریم. انقلابی بودن از نگاه فرهنگی ما آگاهی، از غنای بالای فرهنگ کردی و آنرا پیشرفت دادن و به جلو بردن است. اگر سرمایه‌داری می‌خواست مشكلات منطقه را حل نماید،‌ در صد سال قبل حل می‌كرد و اگر در پی چاره‌یابی بود كه تراژدی‌های عراق و افغانستان روی نمی‌داد. لازم است كه در مبارزاتمان و نحوه‌ی نگرشمان به فرهنگ، رفتار وكردارمان، مسیر‌یابی، جهت‌گیری و معیارهای رد و قبول، كاملاً خود را از فرهنگ سرمایه‌داری جدا كرده و رها سازیم. هر چقدر از فرهنگ سرمایه‌داری دور شویم به همان اندازه داری فرهنگ خواهیم بود،‌ به همان اندازه دارای هویت و برخوردار از سنت‌هایمان خواهیم بود؛ به همان اندازه خلاق و میراث‌دار گذشتگان می‌گردیم و برخوردار از تجربه می‌شویم. زیرا سرمایه‌داری همه‌ی این‌ها را نابود كرده است.

 هر چقدر از بدی‌های برده‌داری و فئودالی گفته شود‌ و سعی در گذار از آنها صورت گیرد، چون این موارد در عصر سرمایه‌داری همچنان به شیوه‌ای مدرن‌تر به حیات خود ادامه می‌دهد، فایده‌ای نخواهد داشت. مشاهده می‌كنیم كه حتی برخی از ادیان، قالب‌های دینی خود را به اشكال مختلف و به وجهه‌ی كاپیتالیستی درآورده‌اند.‌ برای روشن‌تر شدن این مسئله به عنوان مثال می‌توان از طریقت نقشبندی و فتح‌الله گولن در تركیه و یا پادشاهان عربستان سعودی نام برد. برده‌داری هر چند دارای فرهنگی 5000 ساله است اما در حال حاضر هم به شیوه‌ی كاپیتالیستی ادامه پیدا كرده است. اگر ما چهره‌ی امروزه‌ی آن را تشخیص ندهیم و برای آلترناتیوآن تلاش ننماییم هر تلاشی در مقابله با برده‌‌داری به شكست می‌انجامد. فعالیت‌های ما در راستای براندازی این نظام، ایجاد آلترناتیو در كردستان و خاورمیانه و برقراری سیستم خودمدیریتی دموكراتیك است. مبارزه‌یمان را با فلسفه‌ی آپوئی به پیش می‌بریم. ...

برگرفته از مجله ی ولاتی آزاد شماره 65 


Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 37

Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 38

Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 39

Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 40

Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 41

Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 42

Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 37

Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 38

Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 39

Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 40

Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 41

Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 42

Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 37

Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 38

Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 39

Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 40

Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 41

Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 42