Warning: Undefined variable $sec_key in /home/komunar/public_html/fa/parastin.php on line 42

Deprecated: preg_match(): Passing null to parameter #2 ($subject) of type string is deprecated in /home/komunar/public_html/fa/parastin.php on line 42

Warning: Undefined variable $sec_key in /home/komunar/public_html/fa/parastin.php on line 43

Deprecated: preg_match(): Passing null to parameter #2 ($subject) of type string is deprecated in /home/komunar/public_html/fa/parastin.php on line 43

Warning: Undefined variable $sec_key in /home/komunar/public_html/fa/parastin.php on line 42

Deprecated: preg_match(): Passing null to parameter #2 ($subject) of type string is deprecated in /home/komunar/public_html/fa/parastin.php on line 42

Warning: Undefined variable $sec_key in /home/komunar/public_html/fa/parastin.php on line 43

Deprecated: preg_match(): Passing null to parameter #2 ($subject) of type string is deprecated in /home/komunar/public_html/fa/parastin.php on line 43

Warning: Undefined variable $sec_key in /home/komunar/public_html/fa/parastin.php on line 42

Deprecated: preg_match(): Passing null to parameter #2 ($subject) of type string is deprecated in /home/komunar/public_html/fa/parastin.php on line 42

Warning: Undefined variable $sec_key in /home/komunar/public_html/fa/parastin.php on line 43

Deprecated: preg_match(): Passing null to parameter #2 ($subject) of type string is deprecated in /home/komunar/public_html/fa/parastin.php on line 43

Warning: Undefined variable $rootPath in /home/komunar/public_html/fa/includes/settings.php on line 49
هویتی که تعریف صحیحی می‌طلبد | Komunar.NET

هویتی که تعریف صحیحی می‌طلبد

28 Hezîran 2014 Şemî

سرشتن و راهبری یک خلق و تاریخ با این راهیابی تنهایی از سوی یک فرد بهندرت دیده شده است ...

گردآوری از دفاعیات عبدالله اوجالان

هویت آپو؛ از كلان تا خلق 

طرح پیش‌نویسی برای هویت عبدالله اوجالان, به عنوان كسی كه به شکلی ژرف, پدیده را تجربه نموده است, برای من یک وظیفه می‌باشد. طرح چنین پیش‌نویسی در عین حال جوابگوی كمبود منابع و اسناد برای کسانی خواهد بود كه در زمینه‎های تاریخ, جامعه‌شناسی, بیوگرافی و هنر فعالیت می‌کنند. به‌علاوه عین آن به‌عنوان نهادی تئوریک و پراکتیک با محافل پرشمار و نیز تاثیرگذاری آن بر روند چندین تحول اجتماعی, اهمیت تعریف صحیح آن‌را فزونی می‌بخشد. همچنین از لحاظ روشنایی‌بخشیدن به ارزیابی‌هایی كه به‌صورت نوشتاری و گفتاری درباره‎ی آن صورت پذیرفته و خواهند پذیرفت, فآیده‌بخش خواهد بود. بدون تردید, درنظرگرفتن موضوع با ابعاد علمی و ادبی آن ضروری بوده و اهمیت آن روز به روز افزایش می‌یابد. همچنانكه تعمق یک فرد تا این حد درباره‎ی تاریخ و [حیات] خلقی كم‌نظیر بوده, سرشتن و راهبری یک خلق و تاریخ با این راهیابی تنهایی از سوی یک فرد نیز به‌ندرت دیده شده است. وجود موضوعات متعددی كه احتیاج به آشكارشدن دارند, روز به روز بیشتر احساس می‌شود. لزوم ارایه‎ی تفاسیری صحیح درباره‎ی دگرگونی‌ها و جواب به سوالات پدیدآمده در فكر و احساس محافل‎دوست, رفقا و حتی مخالفان تعریفی صحیح از هویت [من] را ضروری می‌سازد. از آن مهمتر, تعریف ناصحیح, خطر وقوع تراژدی‌هایی هولناك‌تر از آنچه روی داده را درخود دارد. همچنین هستند کسانی كه از این موضوع سوء استفاده كنند. عدم ارایه‎ی تعریفی صحیح, به ادامه‎ی تامین منافع و نیرنگ آنها كمك خواهد كرد.

 

 

زایش طبیعی, تجزیه‎ی فرهنگ طایفه (كلان) و ورود به جنگل تمدن

 

ایفای نقش تعیین‌كننده‎ی محیط طبیعی و روند تاریخ در شکل‌گیری شخصیت فرد, یک نظریه‎ی علمی می‌باشد. می‌توان برخی توضیحات گوهرین در سطح تعریف درباره‎ی محیط و چارچوب تاریخی ارایه داد. زادگاهم در محل تلاقی كوه‌های توروس میانی با بین‎النهرین در غرب قرار داشته كه به‌صورت فلاتی منقطع با دره‌ها و دارای تپه ماهورهایی می‌باشد. روستای عمرلی (اماره) كه در پنج کیلومتری پیچی تند از مسیر شمال به جنوب رودخانه‎ی فرات قرار دارد, زادگاه و محل بزرگ‌شدن من است. اقلیم آن نیز نیمه‌مدیترانه‌یی است. در مركز منطقه‎یی كه در تاریخ تحت نام بین‎النهرین خوانده می‌شود, قرار دارد. شرایط آن برای رشد تمامی گونه‎های گیاهی و حیوانی مناسب می‌باشد. این موضوع كه این منطقه یکی از مناطق اساسی رشد جامعه‎ی نوسنگی بوده, امروزه از وجود فراگیر ویژگی‌های نوسنگی در آنجا قابل درك می‌باشد. خصوصیات نیرومند فئودالی و بعدها خصوصیات رشدیابنده‌ی سرمایه‎داری مناطق نزدیک, چندان تاثیری بر زادگاهم نگذاشته‎اند. تداوم حیات جامعه‎ی روستایی نوسنگی به شکلی نیرومند, موضوعی قابل اهمیت می‌باشد.

چنین مستفاد می‌گردد كه این منطقه به شیوه‎یی گسترده برای نخستین بار مورد استعمار تمدن سومر واقع گردیده است. در جنوب, گارگامیش ـ جزو اساسی‎ترین مستعمرات سومریان, در شرق, اورفا ـ بیله جیك در شمال, سامسات و در غرب, كاملاً در مركز شهرهای پره قرار دارد. همچنین منطقه‎ی مركزی پادشاهی كوماگنه می‌باشد. به‌طور قطع در2000ق.م با تمدن آشنا شده است. احتمال وجود جامعه‎ی نوسنگی در این منطقه از زمان پیدایش تا روزگارمان به مدت 15000 سال نیز بسیار قوی می‌باشد. با تمدن‌های آشور, ماد, پارس, ساسانی, هلن, كوماگنه, روم, بیزانس, عرب ـ اسلام و ترك عثمانی آشنا شده است.

یكی دیگر از ویژگی‌های مهم تاریخی منطقه, ایفای نقشی همانند دروازه‎ی عبور برای تجمعات گوناگون اتنیکی و اقوام می‌باشد. قوم و تجمع اتنیکی خالصی وجود ندارد. هنوز آثار قوی موزاییكی از تركیب همه‎ی آنها غالبیت دارد. این موضوع كه برای اولین بار در این منطقه تجمع گروهی هوری با اصالت آریایی زندگی یکجانشینی را آغاز كرده‎اند, از داده‎های تاریخی, باستان‌شناسی و اتنیکشناسی قابل فهم می‌باشد. شباهت بین ساختار زبان كوردهای امروزی و زبان هوری این واقعیت را به اثبات می‌رساند. همچنانكه می‌دانیم, هوری یک نام عمومی است كه سومریان به مردمان مناطق مرتفع كوهستانی و تپه‎یی شمال اطلاق می‌کردند. همچنین سومریان بعضاً به تجمعات انسانی این مناطق, کورتی به معنای مردمان کوه‌نشین می‌گفتند. «كور» به معنای كوه و پسوند "تی" نسبت آن را بیان می‌کند و در كل به‌معنای کوه‌نشین می‌باشد. در جنوب, آموری‌های سامی‎الاصل كه به‌طور پیوسته به این منطقه نفوذ می‌نمودند, زندگی می‌کردند. احتمالاً نام "اماره" از سنت این فرهنگ متاثر شده است. بعدها این تجمعات كه از اعراب تغذیه نمودند, با فرمان سعد‎ ابن‎وقاص, دین اسلام را به منطقه انتقال داده‌اند. هنوز بسیاری از اسامی اشخاص و روستاها, دارای ریشه‎ی عرب ـ اسلامی می‌باشد. تداوم نزاع سنتی آموری ـ هوری در منطقه, به اندازه‎ی تاریخ بسیار دیرین آن, ممكن به نظر می‌رسد. آثار متعدد بجای‌مانده از آشوری‌ها هنوز در منطقه وجود دارد. سنگ‌نوشته‎های متعددی یافت می‌شود.

لویی‌ها و ارمنی‌ها به‌عنوان سایر تجمعات اتنیکی منطقه دارای اهمیت می‌باشند. به‌طور قطع لویی‌ها در طول دوره‎ی آسمیلاسیون كه از سوی یونانیان در 1000ق.م تا 1000 ب.م اعمال گردید, یک تجمع اتنیکی تاثیرگذار بوده‎اند. كلمه‎ی «گوند» به‌معنای روستا و اراضی تپه‌یی, لویی می‌باشد. سومریان به این مناطق مسکونی, اور و لویی‌ها گوند اطلاق می‌کردند. جزو قدیمی‎ترین خلق‌های آناتولی بوده و بیشتر در مناطق جنوبی و جنوب شرقی آناتولی استقرار یافته‎اند. فرهنگ و دین آنها دارای ریشه‎ی آریایی می‌باشد.

اینكه ارمنیان نیز جزو خلق‌های كهن منطقه می‌باشند, از آثار فرهنگی بجای‌مانده قابل استنتاج است. روستای همسایه, جبین (سایلاک‌کایا) كه پنج سال دوران ابتدایی را هر روز به آنجا رفته و در آنجا درس خوانده‎ام, تا اوایل تاسیس جمهوری یک روستای ارمنی‌نشین بوده است. به احتمال زیاد اسم بخش خلفتی (روم‎قلعه) از خلقی بنام هال ـ پائو كه به امور معدن مشغول بودند, اتخاذ شده‎ است. احتمالاً این خلق (حتی از دوران کودکی متوجه شدم آنانكه به امور معدنی و در راس آن به آهنگری می‌پردازند, بیشتر ارمنی هستند) از اجداد ارمنیان باشند. استادی معدنكاری در منطقه, مختص به ارمنیان است. بعد از قرن دوم میلادی, سرازیرشدن ایلات تركمن به منطقه دیده می‌شود. در زمان حاکمیت كوردها در شرق, تركمن‌ها بیشتر از جانب غرب آمده و درصدد نفوذ در منطقه بوده‎اند. اگر در پرتو این واقعیت, نقشه‎ی قومی محیط روستای‌مان را ترسیم كنم؛ امارا (عمرلی) در مركز, عینو (عین در زبان عربی به‌معنای چشمه می‌باشد) در غرب و در كناره‎ی فرات تركمن‎نشین می‌باشد, روستاهای بازور, درتو و گولگان در شمال, كوردنشین می‌باشند. آرا (میان راه) در شرق تركمن‎نشین است, آرام در جنوب, تركمن‎نشین است. احتمالاً اسامی آرا و آرام ریشه‌ی آشوری ـ آموری دارند), جبین در جنوب كه در گذشته‌یی نزدیک ارمنی‌نشین بود, پس از تاسیس جمهوری به یک روستای ارمنی ترك‌شده‎ تبدیل گردید. بدین ترتیب كاملاً در یک موزاییک فرهنگی ـ اتنیکی قرار داریم. انگار سازگاری عمیقی بین سه یا چهار گروه فرهنگی ـ اتنیکی اساسی خاورمیانه در منطقه‎ی ما بوجود آمده است. اقوام سامی, آموری, آشور و اعراب به‌طور پیوسته از جنوب و ارمنیان به‌عنوان خلقی صنعتكار و معدنكارـ آهنگر از شمال [به این منطقه] آمده‎اند. ترك ـ تركمن‌ها از سایر گروه‌های فرهنگی ـ اتنیکی منطقه می‌باشند كه بعد از همه به این منطقه آمده‎اند. كوردها به‌عنوان طوایف اصلی و نیرومند, بمانند خالقان و ادامه‌دهندگان انقلاب نوسنگی و فرهنگ آن در منطقه نقشی مركزی داشته‎اند. اشتغال اصلی آنان زراعت و دامپروری است. اعراب ـ آموری‌ها به‌دنبال تجارت, ارمنی‌ها به‌دنبال معدنكاری و تركمن‌ها به‌دنبال كوچ‌نشینی و جنگجویی بوده‎اند.

این خصوصیت منطقه, به حاکمیت یگانه‎ی فرهنگ یک قوم اجازه نداده و از كهن‎ترین دوران تاریخی, وجود فراوانی فرهنگی را به‌صورت مسامحه‌آمیز ضروری ساخته است. از جنبه‎ی اعتقادات نیز, منطقه‎یی است كه از دوره‎های بسیار كهن, دین اسلام و مسیحیت با همدیگر زیسته‎اند. از این‌رو عنوان قدیمی‎ترین منطقه‌ی دارای فراوانی اتنیکی, فرهنگی و اعتقادی را بخود متعلق ساخته است. داد و ستد در میان جوامع اتنیکی به وفور وجود دارد. میان آنها ازدواج‌های متقابل رایج است. این وضعیت, دلیل عدم شکل‌گیری نیرومند نظام فشار طبقاتی را نیز بیان می‎دارد. حاکمیت‌نیافتن یک جامعه به تنهایی, وجود گروه‌های اتنیکی از هر جامعه و حفظ ساختارهای داخلی خود و نیز ویژگی‌های نیرومند روستایی نوسنگی, مانع از تاثیرگذاری شیوه‎ی برده‎داری, فئودالی, دولت و یا امیرنشینی در منطقه شده است.

جامعه‎ی روستایی منطقه, نظام طایفه ـ قبیله را سپری ننموده و هزاران سال است در صدد حفظ نظام اجتماعی شبیه خانواده‎های آزاد روستایی برمی‌آید. زیرا هرگز وجود بیگ‌ها به‌خاطر نمی‌رسد. از زمان سومریان به بعد, در روستاهای بیله‌جیک, خلفتی و سامسات یک مستعمره‎ی بروکراتیک وابسته به مركز دسپوتیک و تا حدی قدرتمند وجود داشته است. این بروکراسی با فرهنگ خلق‌های منطقه بیگانه بوده و انگار به دیواری ضخیم در بین آنها می‎ماند. این ویژگی‌ها همچنان ادامه دارد. ویژگی استعماری بروکراسی از لحاظ محلی, شکل‌گیری طبقات را مانع گشته و به شکل‌گیری بروکراسی محلی نیز امكان نداده است. از این‌رو نمی‌تواند از وجود یک فرهنگ نیرومند طبقاتی بحث نمود. فرهنگ حاكم, اغلب فرهنگ خانواده‎ی آزاد روستایی است. حتی فرهنگ نیرومند عشیره‎یی نیز به‌وجود نیامده است. فرهنگ سرمایه‎داری نیز به تازگی در حال پیشرفت است. این واقعیت, خاص منطقه می‌باشد. برخورداری از آثار مشهود فرهنگ زراعی نوسنگی, یکی از دلایل مهم وجود احساسات یکسانی و موقعیت كاملاً سركوب‌نشده‎ی زن [در منطقه] می‌باشد. به‌طور خلاصه می‌توانم ویژگی‌های تاریخی و طبیعی زادگاهم را در این چارچوب تعریف نمایم.

 یکی از فاكتورهای اساسی تعیین‌كننده در كسب هویت كودك, خانواده است؛ خانواده نیز از جامعه‎ی روستایی كه در آن قرار دارد متاثر می‌شود. همچنانكه از چارچوب ارایه‌شده مستفاد می‌گردد, جامعه‎ی روستای ما تحت تاثیر فرهنگ هزاران ساله‎ی نوسنگی قرار داشته و چندان باورهای اسلام فئودالی را جذب ننموده است. روستا, متشكل از خانواده‎های محرومی است كه تفاوت طبقاتی زیادی بین آنها وجود نداشته, ملك کافی جهت امرار معاش ندارد و در خارج به كارگری و عملگی می‌پردازد. عشیره‎گرایی, اگر در گذشته نیز وجود داشته باشد, اكنون از بین رفته است؛ روابط خانوادگی و خویشاوندی حتی به اندازه‎ی تشکیل قبیله تضعیف شده است. در برابر روابط رو به رشد سرمایه‎داری به صورت زحمتكشانی محروم در آمده‎اند. نسبت به ساختار بروکراتیک جمهوریت نیز بیگانه هستند. میزان سواد پایین می‌باشد. خبر چندانی از فرهنگ جمهوری ندارند. می‌توان گفت كه تاثیر جوامع سرمایه‎داری, فئودالی, برده‎داری و حتی نوسنگی را از خارج اخذ نموده و بدون گذار دادن آنها از یک تحول دیالکتیکی, با طرز تفكر قدرگرا و "هر چه پیش آید خوش آید" دچار یک انفعال عمیق گشته‎اند. معناداربودن تمامی فرهنگ‌ها برای آنان مشكل می‌باشد. به عبارتی, طبقات زیرین حالت فسیلی و جمود یافته‎اند. انتظار هیچ‌گونه خلاقیت از لحاظ روحی و ذهنی را از خود ندارند. به این می‌توان «خارج از زمان ماندن» نیز گفت. به‌طور کلی, خصوصیات بسته و محافظه‎كارانه‎ی جوامع شرقی ـ كه از 1000 ب.م وجود دارد ـ رایج است. درباره‎ی اساطیر, حتی خاطره‎ی آنان را نیز از یاد برده و اطلاعی درباره‎ی اینکه خدایانی كه بدان اعتقاد دارند جوابگوی كدام نیازهای آنان می‌باشند, ندارند و به‌عنوان جامعه‎یی مارژینال در بن‎بست قرار گرفته‎اند. عدم شركت آنان در هیچ یک از مراحل انقلابی سیستم سرمایه‎داری, مارژینال‌شدگی را شدیدتر ساخته است. جامعه‌ی روستا به دشواری, آن هم تنها از لحاظ مادی به تولید پرداخته و از لحاظ ایدئولوژیکی در عمق بیگانگی روحی و فكری قرار دارد. زندگی دارای یک هدف جدی اجتماعی, سیاسی و ایدئولوژیك نمی‌باشد. حتی نجات و فكر آخرت نیز مفهوم خویش را از دست داده‎ است. استخدام به‌صورت كارمندی جزء و كارگری در اروپا, امیدهای مختصر آنان را می‌تواند تحقق بخشد. با واقعیت انسانی مجهول كه جوانب منفی ندارد اما در عین حال جوانب مثبت چندانی هم ندارد, روبرو هستیم. هر چیز بی‎روح است و معنای خود را از دست داده و شبیه محكومیت به یک زندگی‌ای است كه در آن بیچارگی همانند سرنوشت بوده و خود را در زندان روباز دنیایی دور از خلاقیت محبوس نموده‎اند.

در خانوده‎یی كه از این واقعیت متاثر شده‎ است, به‌دنیا آمده‎ام. اما زمانی‌كه درباره‎ی وجود ژن‌های اجتماعی با استفاد از برخی اصطلاحات به تفكر پرداختم, ضرورت ارزیابی دقیق‎تر خانواده را احساس نمودم. اطلاع چندانی درباره‎ی طایفه و یا خاندان‌بودن در دسترس نمی‌باشد. احتمال یک حالت میانی بین آنها, به‌صورت یک فامیل و یا خانواده‎یی اصیل وجود دارد. در زبان كوردی به این خانواده «مالا اوجه» گفته می‌شود. "اوجه" اسم قدیمی‎ترین جدمان می‌باشد كه اسم آن معلوم است. بر این باورم كه نام خانوادگی اوجالان به این جدم برمی‌گردد. اوجه دارای دو پسر به نام‌های حسن و عبدالله بوده كه دو خانواده را تشکیل داده‎اند. پدرم, پسر عبدالله و نامش عمر است. نام من از نام پدربزرگم, عبدالله به جای مانده است. پدربزرگم فردی مطلع بوده و گفته می‌شود كه در اوان جوانی سواركاری نامدار بوده است. پدرم دارای كاراكتری بی‎روح, اما بسیار پایبند به اعتقادات, صادق و باحیثیت بوده و هیچ‌گاه از كسی بدی به دل راه نمی‌داد. من نیز شخصاً با این ویژگی‌های وی آشنا شدم . چنین به نظرم آمد كه اگر شرایط برایش مناسب می‎بود, با این خصوصیاتش ازدست‌زدن به اقدامات تاریخی فروگذار نمی‌کرد. در واقع عارف بود. مرا خوب می‌شناخت. زمانی كه در زیر یک درخت پسته, دقت عمل بالا و موفقیت‌آمیزبودن شیوه‎ی مرا خاطرنشان گردید, از بیچارگی خود در عذابی عمیق قرار داشت. اگر آن را فراموش‌ناشدنی‎ترین لحظه‎ی حیاتم بنامم, بجا خواهد بود. زمانی‌كه در دیاربكر كارمند نقشه‎بردار اداره‌ی ثبت املاك بودم, او را در بالای دیوار ولایت دیدم. وقتی با هم خربزه‎یی را می‌خوردیم, تشكر خود را بر زبان آورد. دلم به حالش می‌سوخت. بیشترین اهمیت را به كسب از راه رنج می‌داد. هنگامی‌كه بر ما عصبانی می‌شد, نفرینش چنین بود: «نان خرگوش است, شما هم تازی باشید و به دنبالش بروید». در صدد فهماندن دعوای نان بود. اما نیروی درك آن را نداشتیم. زمانی‌كه این را به من می‌گفت كه «اگر بمیرم هم, قطره‎یی اشك از چشمانت نمی‌آید», عارفانه حرف می‌زد و صحیح گفته بود.

از طرف دیگر, خانواده اغلب در پس سودای اصالت بودند. گفته می‌شد كه در زمان‌های بسیار دور, در زمان عثمانی‌ها, بروکراتی به نام عثمان پاشا در این خانواده وجود داشته است. در تحقیقی كه "عصمت" درباره‌ی بیوگرافی من به انجام رسانده, به نظرم با تکیه بر تحقیقات ستاد مشترك [ارتش] به همین نتایج رسیده است. به احتمال زیاد این خانواده طی جنگ در برابر حملات طوایف عرب و تركمن علیه كوردها, نقش پیشاهنگ را ایفا نموده‎اند. حفظ این منطقه از سوی آنان در برابر اعرابی كه از جنوب و طوایف تركمنی كه از غرب می‎آمدند, با مشاهده‎ی اراضی وسیعی كه از آن باقی مانده, قابل اثبات می‌باشد. خانواده مدت‌ها پیش, از بسکی‌هاـ غربی‌ترین شاخه‎ی عشیره‎ی برازی ـ ریشه گرفته و می‌توان گفت كه آنان غربی‌ترین خانواده‎ی مبارز بسکی‎ها را تشکیل می‌دادند. قسمتی از برازی‎ها در نزدیکی سلیمانیه و مرز ایران و عراق زندگی می‌کنند. در زمان تولدم , تمام روابط عشیره‎یی از یاد رفته بودند. هر خانواده با یک نام عمویم, خود را «كورمانج» می‌نامید, كه كورمانج , بیانگر كوردهایی است كه از عشیره گسسته و وارد مرحله‎ی خلق‌شدن گشته‎اند. كورمانج‌شدن به‌طور وسیع پس از قرن نوزدهم و در قرن بیستم رشد یافته است. این نیز به معنای تبدیل به خلق‌شدن کوردها به نحوی وسیع می‌باشد. با درنظرگرفتن اطلاق نام كورمانج به تمام خانوداه‎هایی كه از عشایر و قبایل خارج مانده‎اند, شكست تاثیرات فئودالیسم و ظاهرشدن طبقه‌ی زحمتكش کوه‎نشین و روستاییان آزاد در این مرحله, یک دینامیسم قابل توجه جامعه‎ی كورد می‌باشد. چنانچه خودم از این دینامیسم سرچشمه گرفته‎ام, PKK نیز به‌طور اساسی و از لحاظ ارتباط آن با کوردها, یک جنبش كورمانج است. پایه‎های اقتصادی ـ اجتماعی آن اغلب كورمانج می‌باشد. كورمانج, كوردِ در مرحله‎ی خلق‌شدن را بیان می‌کند. احساسات عشیره و قبیله‎یی رو به زوال نهاده و هرچند ضعیف و خودبخودی هم باشد, بینش قوم و خلق جایگزین آن می‌گردد. در مقایسه با نگرش عشیره‎یی, تبدیل به بینش پیشرفته‌تر اجتماعی و ملی را بیان می‎دارد. چنین اصالتی در رهبری PKK و نیز در میان كادرهای آن, پایه‌ی اجتماعی تفاوت آن با تمام رهبران و سایر سازمان‌های كورد را تشکیل می‌دهد.

از طرف مادری, اصل و نسب پیچیده‎تر است. مادربزرگم یعنی مادر پدرم از شابكان عشیره‎ی سلحشور گدیكان است. این عشیره در ناحیه‎یی كه از جنوب خلفتی تا منطقه‎ی اعراب امتداد دارد, پراكنده است. آنان به مرگ طبیعی, مردار (حرام و مرگ پست) می‌گویند. جد مادری‌ام, حمید, با حوا از روستای تركمن‎نشین آراه, ازدواج نموده و مادرم, "عویش" از او متولد شده است. حوا و عویش هر دو نمایانگر زنانی نیرومند و تاثیرگذار در خانواده هستند. خود را هیچ‌گاه كمتر از مرد ـ شوهر محسوب نمی‌نمودند. می‌توان گفت كه ابتدایی‎ترین شكل مبارزه‌ی اجتماعی ناشی از تضادهای زن ـ مرد را به انجام می‌رساندند. تعادل بوجودآمده به‌صورت حاکمیت نبوده و نوعی سازگاری را بیان می‌داشت. اما همیشه زمینه‎ی یک درگیری را در درون خود به همراه داشت. ازدواج افراد خانواده با زن‌هایی با اصالت جداگانه و تکیه بر طرز فكر و جوابگویی به نیاز سازگاری و قرابت در میان آنها, امری آشكار است. یکی از راه‌های پایان‌دادن به درگیری‎های سنتی, دادن و گرفتن زن می‌باشد. آن‌طور كه پیداست, به‌نحوی گسترده از این روش استفاده می‌شود.

هنگامی‌كه در این خانو‎اده, كه به‌طور مختصر می‌توانم محیط آن را چنین ترسیم كنم, به‌دنیا آمدم در واقع آخرین بازمانده‎ی طایفه‎ و خانواده بودم. انگار با من یک تاریخ اتنیکی 15 هزاز ساله به پایان می‌رسید. مرحله‎ی سیاسی و ایدئولوژیکی دوران زندگی من, دارای چنان ساختاری است كه به نظام اتنیکی پایان داده و عصر خلق را آشكار می‌سازد. سپری‌شدن این مرحله با دشواری, از ویژگی‌های آن سرچشمه می‌گیرد. به‌نحوی نقش آخرین سرخ‌پوست را ایفا می‌کردم. نقش واپسین امید دودمان خانواده؛ شاید بدون آنكه متوجه‎ آن باشم آن را پذیرفته بودم. با متلاشی‌ساختن بی‎رحمانه‌ی پوسته‎ی خانواده, در واقع از تحت فشار قراردادن تاریخی 15هزار ساله, بعدها اطلاع می‌یافتم. معنای حسرت و اشك دیدگان پدر و مادرم را مدتی بعد از مرگ آنان درك می‌نمودم. اما هر انقلابی یک جنبه‎ی بی‎رحمانه را داراست. ‎اطلاع اراده‎ی انقلاب از برخی دردهایش, انگار لازمه‎ی سرشت آن می‌باشد. یگانه موضوع تسلی‌بخش برای آنان, مشاهده‎ی عدم خیانت فرزندان تازه متولدشده‎ی چنین پدر و مادرانی به گذشته‌ها و كاملاً برعكس, ترجیح آنان برای دفاع از تاریخ همراه با دشواری و دردآوری‌ست كه در عین حال شرافتمندانه‎ترین راه خواهد بود. از این‌رو آنان می‌توانستند به آسودگی در مزارهای‌شان بیارآمند.


Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 37

Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 38

Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 39

Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 40

Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 41

Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 42

Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 37

Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 38

Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 39

Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 40

Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 41

Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 42

Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 37

Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 38

Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 39

Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 40

Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 41

Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 42